پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بیت علیهم السلام ، جایگاه راز خدا، پناهگاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجیینه های کتاب های او، و کوه های دین او می باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدی از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. کسانی را که از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو کرد، آنان رکن دین و پایه یقینند، تندروان باید به آنان (که میانه روند) برگردند و کندروان باید سعی کنند به آنان برسند، شرایط ولایت امور مسلمین در آنها جمع است و وصیت پیامبر درباره آنها است و آنان کمالات نبوی را به ارث برده اند، این هنگام است زمانی که حق به اهلش بازگشته به جای اصلی خود منتقل گشته است.
نهج البلاغه - خطبه ی 2

آخرین نظرات

اشکال اساسی 1: روایات همه ی صحابه قابل قبول نیست

حسین | دوشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۳۰ ب.ظ

اشکالات اساسی به نظریه ی عدالت همه ی صحابه
اینکه همه ی صحابه عادل باشند و بتوان دین را از همه ی آنها گرفت، به چند دلیل باطل است :
1. روایات همه ی صحابه قابل قبول نیست
گفتیم که اهل سنت ، روایات صحابی مجهول را حجت می دانند و جرح و تعدیل درباره ی آنها را ممنوع کرده اند .
 حضرت امیر المومنین امام علی علیه السلام در جواب شخصی که از احادیث حاوی بدعت و علل اختلاف سؤال کرد، جوابی بسیار زیبا و جامع دادند که در جواب این عقیده ی پیروان مکتب سقیفه، عینا از کتاب شریف نهج البلاغه با ترجمه ی مرحوم محمد دشتی نقل می کنیم:
 1. اقسام احادیث رواج یافته
احادیثى که در دسترس مردم قرار دارد، هم حق است هم باطل، هم راست هم دروغ، هم ناسخ هم منسوخ، هم عام هم خاص، هم محکم هم متشابه، هم احادیثى که بدرستى ضبط گردیده و هم احادیثى که با ظن و گمان روایت شده. در روزگار پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ایستاد و خطابه ایراد کرد و فرمود: «هر کس از روى عمد به من دروغ نسبت دهد جایگاه او پر از آتش است1».
 2. اقسام راویان حدیث
افرادى که حدیث نقل می کنند چهار دسته‏اند، که پنجمى ندارد؛
اول- منافقان نفوذى
نخست منافقى که تظاهر به ایمان مى‏کند، و نقاب اسلام بر چهره دارد، نه از گناه مى‏ترسد و نه از آن دورى مى‏جوید و از روى عمد دروغ به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نسبت مى‏دهد. اگر مردم مى‏دانستند که او منافق دروغگو است، از او نمى‏پذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمى‏کردند، اما با ناآگاهى مى‏گویند او از اصحاب پیامبر است، رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده، و از او گرفته است، پس حدیث دروغین او را قبول مى‏کنند. در صورتى که خدا تو را از منافقین آنگونه که لازم بود آگاهاند، و وصف آنان را براى تو بیان داشت. آنان پس از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم باقى ماندند و به پیشوایان گمراهى و دعوت کنندگان به آتش با دروغ و تهمت نزدیک شده پس به آنان ولایت و حکومت بخشیدند، و بر گردن مردم سوار گردیدند، و به وسیله آنان به دنیا رسیدند، همانا مردم هم با سلاطین و دنیا هستند، مگر آن کس که خدا او را حفظ کند، این، یکى از آن چهار گروه است.
دوم- اشتباه کار
دوم کسى که از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چیزى را شنیده، امّا سخن آن حضرت را درست حفظ نکرده است، و با توهّم چیزى را گرفته، امّا از روى عمد دروغ نمى‏گوید، آنچه در اختیار دارد روایت کرده و به آن عمل مى‏کند و مى‏گوید من از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آن را شنیده‏ام. اگر مسلمانان بدانند که او اشتباه کرده، و غیر واقعى پنداشته، از او نمى‏پذیرفتند، خودش هم اگر آگاهى مى‏یافت که اشتباه کرده آن را رها مى‏کرد.
سوّم- ناآگاهانى که حدیث شناس نیستند
و سومى، شخصى که شنیده پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به چیزى امر فرمود. (امّا) سپس از آن نهى کرد و او نمى‏داند، یا شنید که چیزى را نهى کرد، سپس به آن امر فرمود و او آگاهى ندارد، پس نسخ شده را حفظ کرد ولى ناسخ را نمى‏داند. اگر بداند که حدیث او منسوخ است ترکش مى‏کند، و اگر مسلمانان نیز مى‏دانستند روایت او نسخ شده، آن را ترک مى‏کردند.
چهارم- حافظان راست گفتار
دسته چهارم، آن که نه به خدا دروغ مى‏بندد و نه به پیامبرش دروغ نسبت مى‏دهد. دروغ را از ترس خدا، و حرمت نگهداشتن از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم دشمن دارد. در آنچه از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم شنیده اشتباه نکرده، بلکه آن را با تمام جوانبش حفظ کرده است، و آن چنان که شنیده بدون کم و کاست نقل مى‏کند.
پس او ناسخ را دانسته و به آن عمل کرده، و منسوخ را فهمیده و از آن دورى جسته، خاص و عام، محکم و متشابه، را شناخته، هر کدام را در جاى خویش قرار داده است.
 3. اقسام اصحاب رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم
گاهى سخنى از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم داراى دو معنا بود، سخنى عام، و سخنى خاص، کسى آن را مى‏شنید که مقصود خدا و پیامبرش را از آن کلام نمى‏فهمید، پس به معناى دلخواه خود تفسیر مى‏کرد، و بدون آن که معناى واقعى آن را بداند، که براى چه هدفى صادر شد، و چرا چنین گفته شد، حفظ و نقل مى‏کرد. همه یاران پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چنان نبودند که از او چیزى بپرسند و معناى واقعى آن را درخواست کنند تا آنجا که عدّه‏اى دوست داشتند عربى بیابانى یا سؤال کننده‏اى از آن حضرت چیزى بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند، امّا من هر چه از خاطرم مى‏گذشت مى‏پرسیدم، و حفظ مى‏کردم، پس این است علل اختلاف روایاتى که در میان مردم وجود دارد، و علل اختلاف روایات در نقل حدیث2.
1. من کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار. صحیح البخاری  ج 1   ص 434

2. نهج البلاغه ، محمد دشتی : خطبه ی 210 و در بعضی از نسخه ها: خطبه ی 201
جالب است که یکی از علمای بزرگ اهل سنت بنام ابن حزم آندلسی که صاحب مذهب هم بوده است ، نظری مشابه نظر حضرت امیرالمومنین (ع) داشته و تصریح کرده است که روایات صحابی مجهول مورد قبول نیست ؛
فهذا کما ترى قد کذب على النبی صلى الله علیه وسلم وهو حی وقد کان فی عصر الصحابة رضی الله عنهم منافقون ومرتدون . فلا یقبل حدیث قال راویه فیه عن رجل من الصحابة أو حدثنی من صحب رسول الله صلى الله علیه وسلم إلا حتى یسمیه ویکون معلوما بالصحبة الفاضلة ممن شهد الله تعالى لهم بالفضل والحسنى . قال الله عز وجل : ( وممن حولکم من الأعراب منافقون ومن أهل المدینة مردوا على النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتین ثم یردون إلى عذاب عظیم ) وقد ارتد قوم ممن صحب النبی صلى الله علیه وسلم عن الإسلام کعیینة بن حصن والأشعث بن قیس والرجال وعبد الله بن أبی سرح
پس مشاهده میکنی که در زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله زنده بود به وی دروغ بستند و ( این در حالی است که ) در عصر صحابه ، منافقان و مرتدین وجود داشته اند. پس هر راوی که بگوید « روایت میکنم از مردی از اصحاب » یا « برای من حدیث کرد کسی که همراهی رسول الله صلی الله علیه وآله را کرده » حدیث اش مورد قبول نیست الا اینکه نام آن صحابی را ببرد ! و معلوم شود که وی دارای مقام مصاحبت درخور ستایش داشته و از جمله افرادی بوده که خداوند متعال به فضل و خوبی ایشان شهادت داده است. خدای عز وجل فرموده است : «و از (میان) اعراب بادیه‌نشین که اطراف شما هستند، جمعی منافقند؛ و از اهل مدینه (نیز)، گروهی سخت به نفاق پای بندند. تو آنها را نمی‌شناسی، ولی ما آنها را می شناسیم. بزودی آنها را دو بار مجازات می‌کنیم (: مجازاتی با رسوایی در دنیا، و مجازاتی به هنگام مرگ)؛ سپس بسوی مجازات بزرگی (در قیامت) فرستاده می‌شوند» و گروهی از صحابه ی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از اسلام مرتد شده اند ؛ مانند عیینة بن حصن ، اشعث بن قیس ، رَجال بن عنفوه و عبد الله بن ابی سَرَح . 
الإحکام لابن حزم  ج 2   ص 143-144
ابن حزم در جای دیگر همان کتاب ، می گوید :
وقد کان فی المدینة فی عصره علیه السلام منافقون بنص القرآن وکان بها أیضا من لا ترضی حاله کهیت المخنث الذی أمر علیه السلام بنفیه والحکم الطرید وغیرهما فلیس هؤلاء ممن یقع علیهم اسم الصحابة ....قال علی : فهذا من کان فی عصره صلى الله علیه وسلم یکذب علیه کما ترى فلا یقبل إلا من سمی وعرف فضله
به نص قرآن کریم ، در زمان رسول الله صلی الله علیه وآله ، منافقین در مدینه بودند و همچنین در آنجا ، افرادی بودند که احوالشان مورد رضایت ( رسول الله ) نبود همچون صحابی « هیت » که مخنث بوده و رسول الله دستور به اخراج وی داده بودند و یا صحابی طرد شده « حکم بن عاص » و غیره که هرگز نمیتوان نام صحابی را بر آنها گذاشت ....... ابن حزم میگوید : پس این کسی است که در زمان رسول الله صلی الله علیه وآله بر وی دروغ می بندد. لذا حدیث کسی ( از صحابه ) که نام  و فضل او مشخص نباشد ، مقبول نیست
الإحکام لابن حزم  ج 2   ص 211

  • حسین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ