پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بیت علیهم السلام ، جایگاه راز خدا، پناهگاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجیینه های کتاب های او، و کوه های دین او می باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدی از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. کسانی را که از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو کرد، آنان رکن دین و پایه یقینند، تندروان باید به آنان (که میانه روند) برگردند و کندروان باید سعی کنند به آنان برسند، شرایط ولایت امور مسلمین در آنها جمع است و وصیت پیامبر درباره آنها است و آنان کمالات نبوی را به ارث برده اند، این هنگام است زمانی که حق به اهلش بازگشته به جای اصلی خود منتقل گشته است.
نهج البلاغه - خطبه ی 2

آخرین نظرات

اشکال اساسی 2: قرآن، عدالت همه ی صحابه را رد می کند

حسین | دوشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۳۲ ب.ظ

2. قرآن، عدالت همه ی صحابه را رد می کند
صحابه ای که در قلبشان مرض بود
وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَیَزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَانًا وَلَا یَرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْکَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ. مدّثر:31
مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم، و تعداد آنها را جز برای آزمایش کافران معیّن نکردیم تا اهل کتاب [= یهود و نصاری‌] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقّانیّت این کتاب آسمانی) تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظوری دارد؟!» (آری) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند! و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و این جز هشدار و تذکّری برای انسانها نیست
سوره ی مدّثّر به اتفاق مفسرین، از نخستین سوره هایی است که در مکه نازل شده است و علمای اهل سنت تصریح کرده اند مراد از فی قلوبهم مرض، منافقان هستند ؛ یعنی منافقینی که از نخستین اسلام آورندگان بودند !
وقوله ولیقول الذین فی قلوبهم مرض والکافرون یقول تعالى ذکره ولیقول الذین فی قلوبهم مرض النفاق والکافرون بالله من مشرکی قریش ماذا أراد الله بهذا مثلا کما حدثنا بشر قال ثنا یزید قال ثنا سعید عن قتادة ولیقول الذین فی قلوبهم مرض أی نفاق
تفسیر الطبری  ج 29   ص 161
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( یعنی المنافق )
تفسیر السمرقندی  ج 3   ص 494
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( شک ونفاق قاله أکثر المفسرین ...)
تفسیر الثعلبی  ج 10   ص 494
( ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ) شک ونفاق
تفسیر البغوی  ج 4   ص 417
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض وفیه ثلاثة أقوال : أحدها أنه النفاق ذکره الأکثرون
زاد المسیر لابن الجوزی  ج 8   ص 408
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( أی شک ونفاق )
لباب التأویل فی معانی التنزیل  ، علاء الدین الخازن  ج 7   ص 296
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( أی من المنافقین )
تفسیر ابن کثیر  ج 4   ص 445
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( شک ونفاق قاله أکثر المفسرین ...)
تفسیر الثعالبی  ج 10   ص 445
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( نفاق )
أسماء المدلسین السیوطی  ج 2   ص 445
ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ( ، أی : شک وشبهة ونفاق . )
تفسیر السعدی  ج 1   ص 897

صحابه ای که منافق بودند

إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکاذِبُونَ * اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ، إِنَّهُمْ سَاء مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ * ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ. منافقون:1-3
هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند) * آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند * این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند 
وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ اْلأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلی عَذاب عَظِیم . توبه: 101
و از (میان) اعراب بادیه‌نشین که اطراف شما هستند، جمعی منافقند؛ و از اهل مدینه (نیز)، گروهی سخت به نفاق پای بندند. تو آنها را نمی‌شناسی، ولی ما آنها را می شناسیم. بزودی آنها را دو بار مجازات می‌کنیم (: مجازاتی با رسوایی در دنیا، و مجازاتی به هنگام مرگ)؛ سپس بسوی مجازات بزرگی (در قیامت) فرستاده می‌شوند
أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مرَضٌ أَن لَّن یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ * وَلَوْ نَشَاء لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ . محمد: 29-30
آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه‌هایشان را آشکار نمی‌کند؟! *و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان می‌دهیم تا آنان را با قیافه‌هایشان بشناسی، هر چند می‌توانی آنها را از طرز سخنانشان بشناسی؛ و خداوند اعمال شما را می‌داند
صحابه ای که فاسق بودند

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ. حجرات:6
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید!
ابوعمر ابن عبدالبر می گوید :
ولا خلاف بین أهل العلم بتأویل القرآن فیما علمت أن قوله عز وجل: " إن جاءکم فاسق بنبأ " . الحجرات:6. نزلت فی الولید بن عقبة وذلک أنه بعثه رسول الله صلى الله علیه وسلم إلى بنی المصطلق مصدقاً. فأخبر عنهم أنهم ارتدوا وأبوا من أداء الصدقة وذلک أنهم خرجوا إلیه فهابهم ولم یعرف ما عندهم فانصرف عنهم وأخبر بما ذکرنا فبعث إلیهم رسول الله صلى الله علیه وسلم خالد بن الولید وأمره أن یتثبت فیهم فأخبروه أنهم متمسکون بالإسلام، ونزلت: " یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ " . الحجرات:6. الآیة
در میان اهل علم به تاویل قرآن هیچ اختلافی نیست که آیه 6 سوره حجرات "اگر فاسقی خبری برای شما آورد" در شان ولید بن عُقبه نازل شده است . زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را به سوی بنی المصطلق روانه نمود تا از آنان زکات بگیرد. پس ولید بن عقبه به پیامبر خبر داد که آنان از دادن صدقه ( زکات ) امتناع می ورزند و قصد جنگ با پیامبر را دارند . پس رسول الله صلی الله علیه آله وسلم خالد بن ولید را برای تحقیق به سوی آنان روانه نمود و خالد خبر داد که آنان مسلمان هستند و لذا آیه 6 حجرات " یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ " نازل شد.
الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج 4 ص 1553
(یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ) اجمعوا انها نزلت فی الولید بن عقبه
علمای اهل سنت اجماع دارند که این آیه در حق ولید بن عقبه نازل شده است
تفسیر النسفی  ج 4   ص 163
رواه أحمد والطبرانی إلا أنه قال الحرث بن سرار بدل ضرار ورجال أحمد ثقات
مجمع الزوائد للهیثمی  ج 7   ص 109
(یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا) أخرج أحمد وابن أبی الدنیا والطبرانی وابن منده وابن مردویه بسند جید عن الحرث بن أبی ضرار الخزاعی ... .
روح المعانی للآلوسی  ج 26   ص 144
مسند احمد بتحقیق الزین - ج 14 ص 179 ح 18371 با تصحیح سند روایت
 أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا ۚ لَّا یَسْتَوُونَ . سجده: 18
آیا کسی که باایمان باشد همچون کسی است که فاسق است؟! نه، هرگز این دو برابر نیستند.
در سایت اسلام وب که از سایت های مرکزی فتوای وهابیون است ، در جواب استفتائی آمده است :
أما الآیة الأخرى، أَفَمَنْ کَانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کَانَ فَاسِقاً لا یَسْتَوُونَ [السجدة:18]، فنزلت بالمدینة فی علی ابن أبی طالب والولید بن عقبة بن أبی معیط، ذکر ذلک القرطبی والبغوی، والخطیب فی "تاریخ بغداد"، وقد رواه الطبری بإسناده عن عطاء بن یسار قال: نزلت بالمدینة فی علی بن أبی طالب والولید بن عقبة بن أبی معیط، کان بین الولید وبین علی کلام، فقال الولید بن عقبة: أنا أبسط منک لسانا، وأحد منک سنانا، وأرد منک للکتیبة، فقال علی: اسکت فإنک فاسق، فأنزل الله فیهما: أَفَمَنْ کَانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کَانَ فَاسِقاً لا یَسْتَوُونَ [السجدة:18]، إلى قوله :بِهِ تُکَذِّبُونَ [السجدة:20].
اما آیه ی "آیا کسی که باایمان باشد همچون کسی است که فاسق است؟! نه، هرگز این دو برابر نیستند" ، در مدینه و در حق علی بن ابی طالب (ع) و ولید بن عقبه نازل شد . این مطلب را قرطبی و بغوی (در تفسیرشان) و خطیب بغدادی در تایخ بغداد ذکر کرده اند و طبری با اسنادش از عطاء بن یسار روایت کرده است که گفت: این آیه در مدینه در حق علی بن ابی طالب (ع) و ولید بن عقبه نازل شد (وسبب آن این بود که) بین ولید و حضرت علی (ع) سخنی شد ، پس ولید گفت: من از تو زبان آورتر، و نیزه‌ام تیزتر و در عقب نشاندن صف دشمن تواناترم. علی(ع)  فرمود: ساکت شو که تو فاسقی بیش نیستی ، پس خداوند این آیه را نازل فرمود .   
رقم الفتوى: 42232 ؛ تاریخ صدور: الثلاثاء 7 ذو القعدة 1424 - 30-12-2003
http://fatwa.islamweb.com/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=42232&fromCat=364
شمس الدین ذهبی بعد از نقل روایتی با سندی دیگر در این باره ، می گوید :
قلت إسنادة قوی لکن سیاق الآیة یدل على أنها فی أهل النار
می گویم: سند روایت قوی است ولی سیاق آیه دلالت می کند که ولید بن عقبه در میان اهل آتش است .
سیر أعلام النبلاء  ج 3   ص 415
و خداوند در شأن چنین صحابی ای که مورد ترضی اهل سنت است، می فرماید :
یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْ‌ضَوْا عَنْهُمْ ۖ فَإِن تَرْ‌ضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا یَرْ‌ضَىٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ . توبه: 96
برای شما قسم یاد می‌کنند تا از آنها راضی شوید؛ پس اگر شما از آنها راضی شوید، قطعا خداوند از جمعیّت فاسقان راضی نخواهد شد.
صحابه ای که ایمان واقعی نداشتند
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ ۖ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ. حجرات: 14
عربهای بادیه‌نشین گفتند: «ایمان آورده‌ایم» بگو: «شما ایمان نیاورده‌اید، ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، امّا هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید، چیزی از پاداش کارهای شما را فروگذار نمی‌کند، خداوند، آمرزنده مهربان است
 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَىٰ رَ‌سُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی أَنزَلَ مِن قَبْلُ ۚ وَمَن یَکْفُرْ‌ بِاللَّـهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُ‌سُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ‌ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا . نساء/136
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.
 وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ اْلآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ * یُخادِعُونَ اللهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُ‌ونَ * فِی قُلُوبِهِم مَّرَ‌ضٌ فَزَادَهُمُ اللَّـهُ مَرَ‌ضًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ . بقره: 8-10
گروهی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم.» در حالی که ایمان ندارند * می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند * در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست
یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا، قُل لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُم، بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمَانِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ. حجرات: 17
آنها بر تو منّت می‌نهند که اسلام آورده‌اند؛ بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذارید، بلکه خداوند بر شما منّت می‌نهد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده است، اگر (در ادّعای ایمان) راستگو هستید.
 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا * إِذْ جَاءوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَت الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا * هُنَا لِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا * وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا * وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ یَا أَهْلَ یَثْرِ‌بَ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْ‌جِعُوا ۚ وَیَسْتَأْذِنُ فَرِ‌یقٌ مِّنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَ‌ةٌ وَمَا هِیَ بِعَوْرَ‌ةٍ ۖ إِن یُرِ‌یدُونَ إِلَّا فِرَ‌ارً‌ا * وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیْهِم مِّنْ أَقْطَارِ‌هَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا یَسِیرً‌ا * وَلَقَدْ کَانُوا عَاهَدُوا اللَّـهَ مِن قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ‌ ۚ وَکَانَ عَهْدُ اللَّـهِ مَسْئُولًا . احزاب: 9-15
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید در آن هنگام که لشکرهایی (عظیم) به سراغ شما آمدند؛ ولی ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی‌دیدید (و به این وسیله آنها را در هم شکستیم)؛ و خداوند همیشه به آنچه انجام می‌دهید بینا بوده است * (به خاطر بیاورید) زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین (شهر) بر شما وارد شدند (و مدینه را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها از شدّت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا می‌بردید * در آنجا مؤمنان امتحان شدند و (ضعیفان در ایمان) سخت متزلزل گردیدند * و نیز در آن هنگام منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (شک و ریب) بود (با یکدیگر) می‌گفتند: آن وعده (فتح و نصرتی) که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود * و در آن وقت طایفه‌ای از آن کفار و منافقان دین گفتند: ای یثربیان، دیگر شما را (در اردوگاه) جای ماندن نیست (که همه کشته خواهید شد، از گرد پیغمبر متفرق شوید و به مدینه) باز گردید. و در آن حال گروهی از آنها (برای رفتن) از پیغمبر اجازه خواسته و می‌گفتند: خانه‌های ما دیوار و حفاظی ندارد، در صورتی که (دروغ می‌گفتند و) خانه‌هاشان بی‌حفاظ نبود، و مقصودشان جز فرار (از جبهه جنگ) نبود * آنها چنان بودند که اگر دشمنان از اطراف مدینه بر آنان وارد می‌شدند و پیشنهاد بازگشت به سوی شرک به آنان می‌کردند می‌پذیرفتند، و جز مدّت کمی (برای انتخاب این راه) درنگ نمی‌کردند * (در حالی که) آنان قبل از این با خدا عهد کرده بودند که پشت به دشمن نکنند؛ و عهد الهی مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسؤولند)!  
قرطبی در تفسیر خود درباره آیه فوق و شأن نزول آن گفته است:
وذلک أن طعمة بن أبیرق ومعتب بن قشیر وجماعة نحو من سبعین رجلاً قالوا یوم الخندق: کیف یعدنا کنوز کسرى وقیصر ولا یستطیع أحدنا أن یتبرز
علت نزول آیه فوق آن است که طعمه بن ابیرق و معتب بن قشیر و گروهی به تعداد هفتاد نفر از در روز جنگ خندق گفتند: چگونه ما به گنج‌های کسرى و قیصر دسترسی پیدا خواهیم کرده در حالی که هیچ یک از ما جرئت رویارویی با دشمن [عمرو بن عبدود] را ندارد.
تفسیر القرطبی  ج 14   ص 147
و این در حالی است که علمای اهل سنت این دو نفر را در زمره ی صحابه آورده اند ؛
 طعمة بن أبیرق بن عمرو الأنصاری ذکره أبو إسحاق المستملی فی الصحابة وقال شهد المشاهد کلها إلا بدرا
طعمة بن ابیرق بن عمرو انصاری ، ابو اسحاق مستملی او را در زمره ی صحابه ذکر کرده و گفته است که بجز جنگ بدر ، در تمام جنگهای پیامبر (ص) حضور داشت،
الإصابة فی تمییز الصحابة  ج 3   ص 518 رقم ش 4249
معتب بن قشیر بقاف ومعجمة مصغرا بن ملیل بن زید بن العطاف بن ضبیعة بن زید بن مالک بن عوف بن عمرو بن عوف بن الأوس الأنصاری الأوسی ذکره فیمن شهد العقبة وقیل إنه کان منافقا وإنه الذی قال یوم أحد لو کان لنا من الأمر شیء ما قتلنا ها هنا وقیل إنه تاب وقد ذکره بن إسحاق فیمن شهد بدرا
معتب بن قشیر ... از کسانی که در عقبه بودند ، ذکر شده است و گفته شده که او منافق بود و همو بود که در روز احد گفت: اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمی‌شدیم (آل عمران: 154) و گفته شده که او توبه کرد و ابن اسحاق او را در زمره ی کسانی که در جنگ بدر بودند ، ذکر کرده است.  
الإصابة فی تمییز الصحابة  ج 6   ص 175 رقم ش 8125 
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَیْکُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا یَغْشَىٰ طَائِفَةً مِّنکُمْ ۖ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللَّـهِ غَیْرَ‌ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیَّةِ ۖ یَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الْأَمْرِ‌ مِن شَیْءٍ ۗ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ‌ کُلَّهُ لِلَّـهِ ۗ یُخْفُونَ فِی أَنفُسِهِم مَّا لَا یُبْدُونَ لَکَ ۖ یَقُولُونَ لَوْ کَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ‌ شَیْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا ۗ قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَ‌زَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ ۖ وَلِیَبْتَلِیَ اللَّـهُ مَا فِی صُدُورِ‌کُمْ وَلِیُمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِکُمْ ۗ وَاللَّـهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ * إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُوا ۖ وَلَقَدْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ حَلِیمٌ . آل عمران: 154و155‌
سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و می‌گفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما می‌شود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند؛ می‌گویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمی‌شدیم!» بگو: «اگر هم در خانه‌های خود بودید، آنهایی که کشته‌شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوی آرامگاه‌های خود، بیرون می‌آمدند (و آنها را به قتل می‌رساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه‌هایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، با خبر است * کسانی که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر (در جنگ احد)، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت؛ و خداوند از آنها درگذشت (و در دنیا عذابشان نکرد). خداوند، آمرزنده و بردبار است.
وَمَا أَصَابَکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّـهِ وَلِیَعْلَمَ الْمُؤْمِنِینَ. آل عمران: 166
و آنچه (در روز احد،) در روزی که دو دسته [= مؤمنان و کافران‌] با هم نبرد کردند به شما رسید، به فرمان خدا (و طبق سنت الهی) بود؛ و برای این بود که مؤمنان را مشخص کند.
طبق آیه ی فوق ، کسانی که در جنگ احد فرار کردند، مؤمن نبودند و روایات اهل سنت گواه است بر اینکه اکثر صحابه در آن جنگ، فرار کردند و تنها عده ای انگشت شمار در کنار پیامبر (ص) ماندند و از جمله ی فرار کنندگان، ابوبکر ، عمر و عثمان بودند؛
فخر رازی می گوید:
ومن المنهزمین عمر ، الا أنه لم یکن فی أوائل المنهزمین ولم یبعد ، بل ثبت على الجبل إلى أن صعد النبی
از فرار کنندگان (در جنگ احد) عمر بود ؛ ولی او از نخستین فرار کنندگان نبود و زیاد دور نرفته بود ؛ بلکه بر بالای کوه ثابت ماند تا پیامبر به آن‌جا آمد!!
التفسیر الکبیر  ج 9   ص 42
خطب عمر یوم الجمعة فقرأ"آل عمران"، وکان یعجبه إذا خطب أن یقرأها، فلما انتهى إلى قوله:"إنّ الذین تولوا منکم یوم التقى الجمعان"، قال: لما کان یوم أحد هزمناهم، ففررتُ حتى صعدت الجبل، فلقد رأیتنی أنزو کأننی أرْوَى، والناس یقولون:"قُتل محمد"! فقلت: لا أجد أحدًا یقول:"قتل محمد"، إلا قتلته!. حتى اجتمعنا على الجبل، فنزلت:"إن الذین تولوا منکم یوم التقى الجمعان.
عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسید به این آیه: «آنان که روز برخورد دو لشکر به شما پشت کرده و گریختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن که شکست خوردیم، من فرار کردم و از کوه بالا مى‌رفتم به طورى که احساس کردم که همانند بزکوهى پرش و خیزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنیدم مردى مى‌گفت: محمد کشته شد، ‌‌گفتم: هر کس بگوید محمد کشته شد، او را مى‌کشم، به کوه پناه آورده و همه بالاى کوه جمع شدیم، در این هنگام بود که این آیه نازل شد
تفسیر الطبری  ج 4   ص 144 با سند صحیح
 کان أبو بکر رضی الله عنه إذا ذکر یوم أحد بکى ثم قال ذاک کله یوم طلحة ثم أنشأ یحدث قال کنت أول من فاء یوم أحد فرأیت رجلا یقاتل مع رسول الله صلى الله علیه وسلم دونه وأراه قال یحمیه قال فقلت کن طلحة حیث فاتنی ما فاتنی فقلت یکون رجلا من قومی أحب إلی وبینی وبین المشرق رجل لا أعرفه وأنا أقرب إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم منه وهو یخطف المشی خطفا لا أخطفه فإذا هو أبو عبیدة بن الجراح فانتهینا إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم وقد کسرت رباعیته وشج فی وجهه وقد دخل فی وجنته حلقتان من حلق المغفر
عائشه مى‌گوید: ابوبکر هر گاه یاد روز اُحُد مى‌افتاد،‌ گریه مى‌کرد و مى‌گفت: آن روز، روز طلحه بود. سپس گفت: نخستین کسى که در آن روز (پس از فرار) بازگشت، من بودم، رسول خدا را دیدم که با یکى از کفار مى‌جنگید، به طلحه گفتم: همان جایى که هستى باش که من چیزهایى را از دست داده‌ام، مردى از خویشان من است که عزیزتر است از تمام آن چه بین مشرق و مغرب است. و من به رسول خدا نزدیکتر بودم، کسى را که نمى‌شناختم به طرف رسول خدا آمد، هنگامى که نزدیک شد دیدم ابوعبیده جراح است، خودمان را به پیامبر رساندیم، دیدم دندان‌هاى جلوى آن حضرت شکسته شده و صورتش شکافته و دو حلقه از حلقه‌هاى زره در صورتش فرو رفته بود.
مسند الطیالسی  ج 1 ص 3
المستدرک على الصحیحین  ج 3   ص 298 ح 5159 با تصحیح سند روایت
 زبیر بن عوام در رابطه با جنگ احد می گوید :
وفرّ عثمان بن عفان وعقبة بن عثمان وسعد بن عثمان رجلان من الأنصار ثم من بنی زریق حتى بلغوا الجلعب جبلا بناحیة المدینة فأقاموا به ثلاثا ثم رجعوا إلى رسول الله علیه السلام
عثمان بن عفان و دو نفر از انصار به نام‌هاى عقبة بن عثمان و سعد بن عثمان و افرادى از بنى زریق گریختند تا به کوه جلعب در اطراف مدینه رسیدند و سه شبانه روز در آن جا ماندند، سپس نزد پیامبر (ص) بازگشتند.
تاریخ الطبری  ج 2   ص 69 با سند صحیح
 ابن عبد البر از عالمان بزرگ اهل سنت مى‌نویسد :
وفر عثمان بن عفان وعقبة بن عثمان وسعد بن عثمان رجلان من الأنصار ثم من بنی زریق حتى بلغوا الجلعب جبلا بناحیة المدینة فأقاموا به ثلاثا ثم رجعوا إلى رسول الله علیه السلام...
عثمان بن عفان و دو نفر از انصار به نام‌هاى عقبة بن عثمان و سعد بن عثمان و افرادى از بنى زریق گریختند تا به کوه جلعب در اطراف مدینه رسیدند و سه شبانه روز در آن جا ماندند، سپس نزد پیامبر (ص) بازگشتند
الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج 3 ص 1074 رقم 1826 در ترجمه ی عقبة بن عثمان
فخر رازی هم می گوید :
 ومنهم [المنهزمین] أیضا عثمان انهزم مع رجلین من الأنصار یقال لهما سعد وعقبة، انهزموا حتى بلغوا موضعا بعیدا ثم رجعوا بعد ثلاثة أیام
عثمان با دو نفر از انصار به نام‌هاى سعد و عقبه گریختند تا به یک جاى دورى رسیدند و پس از سه روز بازگشتند.
 التفسیر الکبیر  ج 9 ص 42
صحابه ای که پیامبر (ص) را اذیت کردند
وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ۚ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ‌ لَّکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَ‌حْمَةٌ لِّلَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ ۚ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَ‌سُولَ اللَّـهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ . توبه: 61
از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: «او آدم خوش‌باوری است!» بگو: «خوش‌باور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصدیق می‌کند؛ و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند!» و آنها که رسول خدا را آزار می‌دهند، عذاب دردناکی دارند
 وَإِذْ أَسَرَّ‌ النَّبِیُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَ‌هُ اللَّـهُ عَلَیْهِ عَرَّ‌فَ بَعْضَهُ وَأَعْرَ‌ضَ عَن بَعْضٍ ۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَـٰذَا ۖ قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ‌ إِن تَتُوبَا إلى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فإن اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ * عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارً‌ا . تحریم: 3-5
(به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی که وی آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آن را برای او بازگو کرد و از قسمت دیگر خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت». اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند. امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‏کننده، زنانى غیر باکره و باکره‏
ابوالحسن واحدی نیشابوری می گوید :
(وإن تظاهرا علیه ) تتعاونا على أذى رسول الله صلى الله علیه وسلم
( وإن تظاهرا علیه ) یعنى با کمک همدیگر رسول خدا را اذیت کنید
تفسیر الواحدی  ج 2   ص 11-12
فخر رازی می گوید :
(إن تتوبا إلى الله ) خطاب لعائشة وحفصة على طریقة الالتفات لیکون أبلغ فی معاتبتهما والتوبة من التعاون على رسول الله صلى الله علیه وسلم بالإیذاء ... (وإن تظاهرا علیه ) أی وإن تعاونا على النبی صلى الله علیه وسلم بالإیذاء
  (اگر به سوی خدا توبه کنید) خطاب به عائشه و حفصه است از جهت التفات تا در عتابشان بلیغ تر باشد و توبه از همکاری بر اذیت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است ... (واگر بر ضد پیامبر ص دست به دست هم دهید) یعنی و اگر بر اذیت کردن رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم با یکدیگر همکاری کنید .
التفسیر الکبیر  ج 30   ص 11-12
و قرطبی می گوید :
قوله تعالى: ( وإن تظاهرا علیه ) أی تتظاهرا وتتعاونا على النبی صلى الله علیه وسلم بالمعصیة والایذاء
معنى این فرمایش خداوند: ( وإن تظاهرا علیه ) این است که اگر شما دو نفر به کمک یکدیگر پیامبر را با نا فرمانى واذیت وآزار مورد بى مهرى قرار دهید
الجامع لأحکام القرآن، ج 18، ص 189
شیعه و سنى اتفاق دارند که مقصود از آن دو زن حفصه و عائشه است؛ همانگونه که بخارى و مسلم روایت کرده اند :
عَنْ عُبَیْدِ بْنِ حُنَیْن، أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاس رضى الله عنهما یُحَدِّثُ أَنَّهُ قَالَ مَکَثْتُ سَنَةً أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ عَنْ آیَة، فَمَا أَسْتَطِیعُ أَنْ أَسْأَلَهُ هَیْبَةً لَهُ. حَتَّى خَرَجَ حَاجًّا فَخَرَجْتُ مَعَهُ فَلَمَّا رَجَعْتُ وَکُنَّا بِبَعْضِ الطَّرِیقِ عَدَلَ إِلَى الأَرَاکِ لِحَاجَة لَهُ قَالَ: فَوَقَفْتُ لَهُ حَتَّى فَرَغَ سِرْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَنِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا عَلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم مِنْ أَزْوَاجِهِ فَقَالَ تِلْکَ حَفْصَةُ وَعَائِشَةُ. قَالَ فَقُلْتُ وَاللَّهِ إِنْ کُنْتُ لأُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ هَذَا مُنْذُ سَنَة، فَمَا أَسْتَطِیعُ هَیْبَةً لَکَ
ابن عباس مى‌گوید: یک سال منتظر ماندم تا شاید بتوانم از عمر در باره یک آیه قرآن چیزى بپرسم؛ ولى نتوانستم؛ چون ترس از عمر اجازه نمى‌داد تا اینکه قصد سفر حج کرد، من نیز با او همراه شدم، هنگام بازگشت، در میان راه براى قضاى حاجت بطرف محل پر درختى رفت، من ایستادم تا او فارغ شد، به او ملحق شدم و گفتم:‌ اى امیر مؤمنان! آن دو زنى که از بین زنان رسول خدا براى مقابله با آن حضرت پشت به پشت هم دادند (هم پیمان شدند) چه کسانى بودند؟ عمر گفت:‌ آن دو حفصه و عائشه هستند. گفتم: قسم به خدا یک سال است که مى‌خواستم این سؤال را از تو بپرسم؛ اما ترس از تو اجازه نمى‌داد !
صحیح البخاری، ج 4، ص 1866، ح4629
صحیح مسلم  ج 2   ص 1108  ح 1479

صحابه ای که با پیامبر (ص) جدال می کردند
کَمَا أَخْرَ‌جَکَ رَ‌بُّکَ مِن بَیْتِکَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِ‌یقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ لَکَارِ‌هُونَ * یُجَادِلُونَکَ فِی الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَیَّنَ کَأَنَّمَا یُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ یَنظُرُ‌ونَ . أنفال: 5 و 6 
همان‌گونه که خدا تو را بحق از خانه (به سوی میدان بدر،) بیرون فرستاد، در حالی که گروهی از مؤمنان ناخشنود بودند * آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله می‌کردند؛ (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، که) گویی به سوی مرگ رانده می‌شوند، و آن را با چشم خود می‌نگرند
وَمِنْهُم مَن یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْها رَضُواْ وَإِن لَّمْ یُعْطَوْاْ مِنهَا إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ. توبه: 58
و در میان آنها کسانی هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده میگیرند؛ اگر از آن (غنایم، سهمی) به آنها داده شود، راضی می‌شوند؛ و اگر داده نشود، خشم می‌گیرند !
یکی از کسانی که به تقسیم رسول خدا (ص) اعتراض می کردند ، عمر بن خطاب بود ؛
قال عمر بن الخطاب رضی الله عنه قسم رسول الله صلى الله علیه وسلم قسما فقلت والله یا رسول الله لغیر هؤلاء کان أحق به منهم
عمر بن خطاب گفت: رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه‏ و آله و‏سلم مالى را تقسیم کردند. پس من گفتم: یا رسول اللّه به خدا قسم غیر اینان بر اینان سزاوارترند
صحیح مسلم  ج 2 ص 730 ح 1056
صحابه ای که می خواستند پیامبر (ص) را ترور کنند
 یَحْلِفُونَ بِاللَّـهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ‌ وَکَفَرُ‌وا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ یَنَالُوا ۚ وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّـهُ وَرَ‌سُولُهُ مِن فَضْلِهِ ۚ فَإِن یَتُوبُوا یَکُ خَیْرً‌ا لَّهُمْ ۖ وَإِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللَّـهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَ‌ةِ ۚ وَمَا لَهُمْ فِی الْأَرْ‌ضِ مِن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ . توبه: 74
به خدا سوگند می‌خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‌اند؛ در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته‌اند؛ و پس از اسلام‌آوردنشان، کافر شده‌اند؛ و تصمیم (به ترور پیامبر ص ) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می‌گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی‌نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولیّ و حامی دارند، و نه یاوری
بسیاری از علمای اهل سنت در تفسیر «وَهَمُّوا بِما لَمْ یَنالُوا» گفته‌اند که مراد کسانی هستند که قصد داشتند در بازگشت از جنگ تبوک رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را ترور نمایند ؛
( وهموا بما لم ینالوا ) من قتل النبى صلى الله علیه وسلم ، یعنى المنافقین أصحاب العقبة لیلة هموا بقتل النبى صلى الله علیه وسلم بالعقبة بغزوة تبوک
تفسیر مقاتل بن سلیمان  ج 2   ص 60
(وهموا بما لم ینالوا) کانوا قد هموا بقتل رسول الله صلى الله علیه وسلم
تذکرة الأریب فی تفسیر الغریب عبد الرحمن بن الجوزی  ج 1   ص 221
(وهموا بما لم ینالوا ) یعنی المنافقین من قتل النبی صلى الله علیه وسلم لیلة العقبة فی غزوة تبوک وکانوا اثنی عشر رجلا قال حذیفة : سماهم رسول الله صلى الله علیه وسلم حتى عدهم کلهم فقلت : ألا تبعث إلیهم فتقتلهم فقال : ( أکره أن تقول العرب لما ظفر بأصحابه أقبل یقتلهم بل یکفیهم الله بالدبیلة ) قیل : یا رسول الله وما الدبیلة قال : ( شهاب من جهنم یجعله على نیاط فؤاد أحدهم حتى تزهق نفسه ) .
تفسیر القرطبی  ج 8   ص 207
وقال الإمام أحمد رحمه الله 5 / 453 حدثنا یزید أخبرنا الولید بن عبد الله بن جمیع عن أبی الطفیل قال لما أقبل رسول الله صلى الله علیه وسلم من غزوة تبوک أمر منادیا فنادى إن رسول الله صلى الله علیه وسلم أخذ العقبة فلا یأخذها أحد فبینما رسول الله صلى الله علیه وسلم یقوده حذیفة ویسوقه عمار
تفسیر ابن کثیر  ج 2   ص 373
(وهموا بما لم ینالوا ) من الفتک بالنبی لیلة العقبة عند عوده من تبوک وهم بضعة عشر رجلا فضرب عمار بن یاسر وجوه الرواحل لما غشوه فردوا
تفسیر الجلالین  ج 1   ص 162
( وهموا بما لم ینالوا ) من الفتک برسول الله صلى الله تعالى علیه وسلم حین رجع من غزوة تبوک أخرج البیهقی فی الدلائل عن حذیفة بن الیمان
روح المعانی  ج 10   ص 139
اما اینکه چه کسانی بودند که می خواستند پیامبر اکرم (ص) را به قتل برسانند ، ابن حزم آندلسی از علمای بزرگ اهل سنت می نویسد :
وأما حدیث حذیفة فساقط لأنه من طریق الولید بن جمیع وهو هالک ولا نراه یعلم من وضع الحدیث فإنه قد روى أخبارا فیها أن أبا بکر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبی وقاص رضی الله عنهم أرادوا قتل النبی صلى الله علیه وسلم وإلقاءه من العقبة فی تبوک وهذا هو الکذب الموضوع
و اما حدیث حذیفه بن یمان از اعتبار ساقط است ؛ زیرا از طریق ولید بن جمیع نقل شده است در حالی که او شخصی هالک است، هر چند که نمی دانم حدیثی را به دروغ وضع نموده باشد (ولی متهم به دروغ است) چرا که او اخباری را نقل نموده که در آن آمده: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، سعد بن أبی وقاص، قصد کشتن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم ) را داشتند و می‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌ای در تبوک به پایین پرتاب کنند. که این خبر دروغی است که ساخته شده است.
المحلى  ج 11   ص 224
در حالی که ولید بن جمیع از رجال صحیح مسلم است و مسلم نیشابوری در صحیحش دو بار از وی روایت نقل کرده است که  اتفاقا یکی از آنها درباره ی منافقین اصحاب عقبه است ؛
حدثنا زهیر بن حرب حدثنا أبو أحمد الکوفی حدثنا الولید بن جمیع حدثنا أبو الطفیل قال کان بین رجل من أهل العقبة وبین حذیفة بعض ما یکون بین الناس فقال أنشدک بالله کم کان أصحاب العقبة قال فقال له القوم أخبره إذ سألک قال کنا نخبر أنهم أربعة عشر فإن کنت منهم فقد کان القوم خمسة عشر وأشهد بالله أن أثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الأشهاد وعذر ثلاثة قالوا ما سمعنا منادی رسول الله صلى الله علیه وسلم
زهیر بن حرب از ابو احمد کوفی از ولید بن جمیع و او از ابوطفیل برای ما روایت کرد که گفت : بین مردی از اهل عقبه و حذیفه بن یمان بعضی از آنچه بین مردم اتفاق می افتد ، بود. پس حذیفه به آن مرد گفت:  «شما را به خدا اصحاب عقبه چند نفر بودند؟ پس مردم جواب حذیفه را دادند . حذیفه گفت: ما مطلع شده ایم که آنها چهارده نفر بودند که اگر تو با ایشان بودی پانزده نفر می‌شدند. و شهادت‌می‌دهم که دوازده نفر از ایشان با خدا و رسولش در این دنیا و آن دنیا جنگیدند و سه نفر دیگر هم عذرخواستند و گفتند که ما ندای منادی ایمان را نشنیدیم .
صحیح مسلم  ج 4   ص 2144 ح 2779
خلاصه ی حال ولید بن جمیع در نرم افزار مکتبه شامله ، چنین است :
الاسم : الولید بن عبد الله بن جمیع الزهرى الکوفى المکى ( والد ثابت بن الولید بن عبد الله ، و قد ینسب إلى جده ، نزیل الکوفة )
الطبقة :  5  : من صغار التابعین
روى له :  بخ م د ت س  ( البخاری فی الأدب المفرد - مسلم - أبو داود - الترمذی - النسائی )
رتبته عند ابن حجر :  صدوق یهم ، و رمى بالتشیع
رتبته عند الذهبی :  وثقوه ، و قال أبو حاتم : صالح الحدیث
و در نرم افزار جوامع الکلم به او رتبه ی "صدوق حسن الحدیث" داده شده است .
 صحابه ای که به دنیا دل بسته بودند
إِنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ۚ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَ‌کُمْ وَلَا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ * إِن یَسْأَلْکُمُوهَا فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا وَیُخْرِ‌جْ أَضْغَانَکُمْ * هَا أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ فَمِنکُم مَّن یَبْخَلُ ۖ وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ ۚ وَاللَّـهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَ‌اءُ ۚ وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَ‌کُمْ ثُمَّ لَا یَکُونُوا أَمْثَالَکُم . محمد: 36-38
زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی است؛ و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، پاداشهای شما را می‌دهد و اموال شما را نمی‌طلبد، * چرا که هر گاه اموال شما را مطالبه کند و حتّی اصرار نماید، بخل می‌ورزید؛ و کینه و خشم شما را آشکار می‌سازد! * آری، شما همان گروهی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت می‌شوید، بعضی از شما بخل می‌ورزند؛ و هر کس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است؛ و خداوند بی‌نیاز است و شما همه نیازمندید؛ و هرگاه سرپیچی کنید، خداوند گروه دیگری را جای شما می‌آورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می‌کنند).
   یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُ‌وا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْ‌ضِ ۚ أَرَ‌ضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَ‌ةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَ‌ةِ إِلَّا قَلِیلٌ * إِلَّا تَنفِرُ‌وا یُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِیمًا وَیَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَ‌کُمْ وَلَا تَضُرُّ‌وهُ شَیْئًا ۗ وَاللَّـهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ . توبه:38و39
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست * اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‌کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‌دهد؛ و هیچ زیانی به او نمی‌رسانید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللَّـهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِ‌ضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّـهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ . توبه: 75-77
و از آنان کسانى هستند که با خدا عهد کرده اند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند، قطعا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد * پس چون از فضل خویش به آنان بخشید بدان بخل ورزیدند و به حال اعراض رو برتافتند * در نتیجه به سزاى آنکه با خدا خلف وعده کردند و از آن روى که دروغ مى گفتند در دلهایشان تا روزى که او را دیدار مى کنند، پیامدهاى نفاق را باقى گذارد.
این آیات اشاره به داستان ثعلبه است و از رسول خدا خواست تا از خداوند متعال بخواهد به او مالى عطا کند. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم به او فرمود: واى بر تو اى ثعلبه مال اندکى که شکرش را به جاى آورى، بهتر است از مال زیادى که طاقت شکرش را نداشته باشى. ثعلبه گفت: به خدائى که تو را مبعوث فرموده سوگند اگر خدا به من مال و ثروتى عطا کند، حتما حق هر صاحب حقى را به او خواهم پرداخت. آنگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دعا کرد و خداوند به وى ثروت زیادى روزى فرمود و رفته رفته ثروتش بسیار زیاد شد و چون رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم زکات اموالش را طلب کرد ثعلبه بخل ورزید و گفت زکات نوعى جزیه است و من مسلمانم و نباید جزیه بدهم و زکات مالش را نپرداخت.
پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ثعلبه زکات مالش را نزد ابوبکر فرستاد، لکن ابوبکر آن را نپذیرفت و در زمان عمر براى او فرستاد عمر نیز آن را نپذیرفت تا آن که ثعلبه در زمان عثمان به هلاکت رسید.
ابن ابی حاتم که ملتزم شده است ، روایات معتبر را در تفسیرش بیاورد ، روایتی درباره ی نزول آیه در حق ثعلبة بن حاطب انصاری آورده است :
... عن ثعلبة بن حاطب الانصاری انه قال لرسول الله - صلى الله علیه وسلم - ادع الله ان یرزقنی مالا ...
تفسیر ابن أبی حاتم  ج 6   ص 1847 ح 10406 و 10408
ابو الحسین عبد الباقی بن قانع حنفی که ذهبی از او به عنوان الإمام الحافظ البارع الصدوق تعبیر کرده است ، نام ثعلبة بن حاطب را در کتابش معجم الصحابه آورده و روایتی را نیز درباره ی داستان او نقل کرده است :
حدثنا عبد الله بن محمد نا أحمد بن زهیر نا عبد الوهاب بن نجدة الحوطی نا محمد بن شعیب نا معان بن رفاعة عن أبی عبد الملک عن علی بن یزید عن القاسم عن أبی أمامة أنه أخبره عن ثعلبة بن حاطب الانصاری أنه قال یا رسول الله أدع الله أن یرزقنی مالا فقال قلیلا تؤدی شکره خیر من کثیر لا تطیقه
معجم الصحابة ابن قانع  ج 1   ص 124 در ترجمه ی صحابی شماره ی 127 ثعلبة بن حاطب
ابونعیم اصفهانی در کتابش معرفة الصحابه ، تصریح به صحابی و بدری بودن ثعلبه بن حاطب می کند و سپس روایت داستان او را نقل می کند ؛
ثعلبة بن حاطب الأنصاری : شهد بدرا وتوفی فی خلافة عثمان رضی الله عنه ...
معرفة الصحابة  ج 1   ص 494-495 رقم ش 415 ح 1404
ثعلبة بن حاطب بن عمرو بن عبید بن امیة بن زید بن مالک بن عوف ابن عرمو بن عوف آخى رسول الله بین ثعلبة بن حاطب هذا وبین معتب بن عوف بن الحمراء شهد بدرا وهو مانع الصدقة فیما قاله قتادة وسعید بن جبیر وفیه نزلت ( ومنهم من عاهد الله لئن آتانا من فضله لنصدقن ) الایات إلى آخر السورة توفی فی خلافة عمر بن الخطاب رضى الله عنه وقیل فی خلافة عثمان بن عفان رضى الله عنه
الاستیعاب فی معرفة الاصحاب  ج 1   ص 209-210
محمد بن عبدالله بن العربی، سه شأن نزول برای آیات مذکور می آورد و در سومینش می گوید :
الثالث وهو أصح الروایات أن ثعلبة بن حاطب الأنصاری المذکور قال للنبی ادع الله أن یرزقنی مالا أتصدق منه فقال النبی ویحک یا ثعلبة ...
أحکام القرآن لابن العربی  ج 2   ص 546
لئن آتانا من فضله لأصدقن ولأؤدین منه حق الله ، إلى آخر الآیة ، والمشهور فی سبب نزول هذه الآیة أن ثعلبة بن حاطب قال : یارسول الله ادع الله أن یرزقنی مالا ...
التفسیر الکبیر  ج 16   ص 110
ثعلبة بن حاطب بن عمرو بن عبید بن أمیة بن زید بن مالک بن عوف بن عمرو ابن عوف بن مالک بن الأوس الأنصاری الأوسی شهد بدرا ؛ قاله محمد بن إسحاق وموسى بن عقبة . وهو الذی سأل النبی صلى الله علیه وسلم أن یدعو الله أن یرزقه مالا ...
اسد الغابة فی معرفة الصحابه  ج 1   ص 350 رقم ش 589
ابن حاطب الصحابی : ثعلبة بن حاطب بن عمرو بن عبید بن أمیة بن زید بن مالک بن عوف بن عمرو بن عوف آخى رسول الله صلى الله علیه وسلم بینه وبین معتب بن عوف بن الصحراء شهد بدرا وأحدا وهو مانع الصداقة فیما قاله قتادة وسعید بن جبیر وفیه نزلت ومنهم من عاهد الله لئن آتانا من فضله لنصدقن ولنکونن من الصالحین الآیات إلى آخر القصة
الوافی بالوفیات  ج 11   ص 9
مسألة : ثعلبة الذی روی أنه نزل فیه قوله تعالى : ( ومنهم من عاهد الله ) الآیات ، ذکر الباوردی ، وابن السکن ، وابن شاهین وغیرهم أنه ثعلبة بن حاطب أحد من شهد بدرا ...
الحاوی للفتاوی  ج 2   ص 9
البته در ادامه ، سیوطی از ابن حجر عسقلانی نقل می کند که ثعلبه ای که این آیات در حقش نازل شده است ، غیر از آن ثعلبه ی بدری است ، اگرچه صحابی است؛
الإصابة فی تمییز الصحابة  ج 1   ص 400 ش رقم 930
 وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ . جمعه:11
هنگامی که تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند پراکنده می‏شوند و به سوی آن می‏روند، و تو را ایستاده به حال خود رها می‏کنند، بگو آنچه نزد خدا است بهتر از لهو و تجارت است و خداوند بهترین روزی دهندگان است.
بخاری در این باره ، چنین روایت کرده است:
عن سالم قال حدثنی جابر رضی الله عنه قال بینما نحن نصلی مع النبی صلى الله علیه وسلم إذ أقبلت من الشأم عیر تحمل طعاما فالتفتوا إلیها حتى ما بقی مع النبی صلى الله علیه وسلم إلا اثنا عشر رجلا فنزلت وإذا رأوا تجارة أو لهوا انفضوا إلیها
جابر بن عبدالله گفت: ما با پیامبر (ص) در حال نماز بودیم (و ایشان خطبه می خواندند) ، در این هنگام کاروانی از شام که غذا و خوراکی حمل می کرد ، رسید . اصحاب نماز را رها کرده و به سمت آن شتافتند تا اینکه فقط 12 نفر با پیامبر (ص) ماندند ؛ سپس این آیه نازل شد.
صحیح البخاری  ج 1 ص 316 ح 894
صحابه ای که مرتد شدند
اصل مرتد شدن مؤمن از دیدگاه قرآن نه تنها ممکن است بلکه به وقوع نیز پیوسته است ؛ در قرآن کریم می خوانیم:
 کَیْفَ یَهْدِی اللَّـهُ قَوْمًا کَفَرُ‌وا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّ‌سُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَاللَّـهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ * إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا کُفْرً‌ا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الضَّالُّونَ . آل عمران: 86 و 90
چگونه خداوند جمعیّتی را هدایت می‌کند که بعد از ایمان و گواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد * کسانی که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچ‌گاه توبه آنان، (که از روی ناچاری یا در آستانه مرگ صورت می‌گیرد،) قبول نمی‌شود؛ و آنها گمراهان (واقعی) اند (چرا که هم راه خدا را گم کرده‌اند، و هم راه توبه را) !
 إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُ‌وا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُ‌وا ثُمَّ ازْدَادُوا کُفْرً‌ا لَّمْ یَکُنِ اللَّـهُ لِیَغْفِرَ‌ لَهُمْ وَلَا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا . نساء: 137
کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربار کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید، و آنها را به راه (راست) هدایت نخواهد کرد.
 ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُ‌وا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ . منافقون: 3
این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند.
لَا تَعْتَذِرُ‌وا قَدْ کَفَرْ‌تُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ ۚ إِن نَّعْفُ عَن طَائِفَةٍ مِّنکُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ کَانُوا مُجْرِ‌مِینَ . توبه: 66
(بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد؛ زیرا مجرم بودند.
وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّ‌قُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ * یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ ۚ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکَفَرْ‌تُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُ‌ونَ . آل عمران: 105و 106
و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند * (آن عذاب عظیم) روزی خواهد بود که چهره‌هائی سفید، و چهره‌هائی سیاه می‌گردد، اما آنها که صورتهایشان سیاه شده، (به آنها گفته می‌شود:) آیا بعد از ایمان، کافر شدید؟! پس بچشید عذاب را، به سبب آنچه کفر می‌ورزیدید.
وَمَا محُمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِیْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلىَ أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلىَ‏ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضرُّ اللَّهَ شَیْا وَسَیَجْزِى اللَّهُ الشَّاکِرِین‏. آل عمران: 144
محمد (صلى الله علیه وآله) فقط فرستاده خداست و پیش از او، فرستادگان دیگرى نیز بودند آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمى‏گردید؟ ( و مرتد میشوید؟ ) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند و خداوند به زودى شاکران را پاداش خواهد داد.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرین‏. مائده: 54
اى افرادى که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، پس خداوند جمعیّتى را مى‏آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومند هستند.
 یَحْلِفُونَ بِاللَّـهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ‌ وَکَفَرُ‌وا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ یَنَالُوا ۚ وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّـهُ وَرَ‌سُولُهُ مِن فَضْلِهِ ۚ فَإِن یَتُوبُوا یَکُ خَیْرً‌ا لَّهُمْ ۖ وَإِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللَّـهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَ‌ةِ ۚ وَمَا لَهُمْ فِی الْأَرْ‌ضِ مِن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ . توبه: 74
به خدا سوگند می‌خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‌اند؛ در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته‌اند؛ و پس از اسلام‌آوردنشان، کافر شده‌اند؛ و تصمیم (به ترور پیامبر ص ) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می‌گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی‌نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولیّ و حامی دارند، و نه یاوری .
جمله ی کفروا بعد اسلامهم در این آیه ، صریحا ارتداد بعضی از صحابه را بیان می کند که طبق نقل ابن حزم آندلسی ، مراد ، ابوبکر ، عمر، عثمان، طلحه و سعد بن ابی وقاص هستند.
خداوند در اول سوره تحریم، خبر از خیانت دو زن (حفصه و عائشه) به رسول خدا (ص) می دهد. و بعد، از آنها می خواهد که توبه کنند و علیه رسول خدا (ص) ، دست به دست هم ندهند و اگر توبه نکنند ، خداوند با سپاه خود که متشکل از جبرئیل و امیرالمومنین علیه السلام و ملائکه می باشد ، آماده خاموش کردن فتنه آنان است ؛
 وَإِذْ أَسَرَّ‌ النَّبِیُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَ‌هُ اللَّـهُ عَلَیْهِ عَرَّ‌فَ بَعْضَهُ وَأَعْرَ‌ضَ عَن بَعْضٍ ۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَـٰذَا ۖ قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ‌ إِن تَتُوبَا إلى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فإن اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ * عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارً‌ا . تحریم: 3-5
(به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی که وی آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آن را برای او بازگو کرد و از قسمت دیگر خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت». اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند. امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‏کننده، زنانى غیر باکره و باکره‏
و آنطور که در حدیث صحیح از ابن عباس آمده است و عمر بن خطاب نیز آن را تأیید کرده است ، آن دو زن توبه نکردند بلکه علیه رسول خدا (ص) ، دست به دست هم دادند ؛
عَنْ عُبَیْدِ بْنِ حُنَیْن، أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاس رضى الله عنهما یُحَدِّثُ أَنَّهُ قَالَ مَکَثْتُ سَنَةً أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ عَنْ آیَة، فَمَا أَسْتَطِیعُ أَنْ أَسْأَلَهُ هَیْبَةً لَهُ. حَتَّى خَرَجَ حَاجًّا فَخَرَجْتُ مَعَهُ فَلَمَّا رَجَعْتُ وَکُنَّا بِبَعْضِ الطَّرِیقِ عَدَلَ إِلَى الأَرَاکِ لِحَاجَة لَهُ قَالَ: فَوَقَفْتُ لَهُ حَتَّى فَرَغَ سِرْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَنِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا عَلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم مِنْ أَزْوَاجِهِ فَقَالَ تِلْکَ حَفْصَةُ وَعَائِشَةُ. قَالَ فَقُلْتُ وَاللَّهِ إِنْ کُنْتُ لأُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ هَذَا مُنْذُ سَنَة، فَمَا أَسْتَطِیعُ هَیْبَةً لَکَ
ابن عباس مى‌گوید: یک سال منتظر ماندم تا شاید بتوانم از عمر در باره یک آیه قرآن چیزى بپرسم؛ ولى نتوانستم؛ چون ترس از عمر اجازه نمى‌داد تا اینکه قصد سفر حج کرد، من نیز با او همراه شدم، هنگام بازگشت، در میان راه براى قضاى حاجت بطرف محل پر درختى رفت، من ایستادم تا او فارغ شد، به او ملحق شدم و گفتم:‌ اى امیر مؤمنان! آن دو زنى که از بین زنان رسول خدا براى مقابله با آن حضرت پشت به پشت هم دادند (هم پیمان شدند) چه کسانى بودند؟ عمر گفت:‌ آن دو حفصه و عائشه هستند. گفتم: قسم به خدا یک سال است که مى‌خواستم این سؤال را از تو بپرسم؛ اما ترس از تو اجازه نمى‌داد !
صحیح البخاری، ج 4، ص 1866، ح4629
صحیح مسلم  ج 2   ص 1108  ح 1479

و در آیه دهم، خداوند برای عائشه و حفصه ، زنهای حضرت نوح و حضرت لوط را مثال می زند ؛ یعنی همانطور که آن دو زن ، زنان پیامبران بودند و به سبب خیانتشان به همسرانشان، کافر شدند، عائشه و حفصه نیز دو زن پیامبرند که به سبب خیانت به همسرشان ، کافر شدند ؛
 ضَرَ‌بَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ کَفَرُ‌وا امْرَ‌أَتَ نُوحٍ وَامْرَ‌أَتَ لُوطٍ ۖ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَیْئًا وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ‌ مَعَ الدَّاخِلِینَ . تحریم: 10
 خدا براى کسانى که کفر ورزیده‌اند، زن نوح و زن لوط را مَثَل آورده [که‌] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند، و کارى از دست [شوهران‌] آنها در برابر خدا ساخته نبود، و گفته شد: «با داخل شوندگان داخل آتش شوید.
این آیه نیز به تصریح علمای اهل سنت ، مثل آیات ابتدای سوره ؛ یعنی آیات 1 تا 5 ، درباره ی عائشه و حفصه می باشد ولی در تفسیر آیه گفته اند که این مثل زدن خداوند به زنان کافر پیامبران ، به خاطر ترساندن عائشه و حفصه بوده است تا علیه رسول خدا (ص) ، دست به دست هم ندهند و بعضی دیگر این مطلب که عائشه و حفصه علیه پیامبر (ص) دست به دست هم داده بودند را پذیرفته و گفته اند که خداوند با این مثل ، آنها را بر حذر داشته است از اینکه نافرمانی خدا کنند و اگر از فرمان خدا سرپیچی کنند ، زن پیامبر بودن ، نفعی به حال آنها نخواهد داشت و مثل زن نوح (ع) و زن لوط (ع) ، داخل جهنم خواهند شد !
که بطلان هر دو سخن روشن است ؛ زیرا طبق روایت صحیح اهل سنت ، عائشه و حفصه توبه نکردند ، علیه رسول خدا (ص) هم داستان شدند و نافرمانی خدا کردند ! 
البته با همین تفسیر اهل سنت هم بنیان عدالت صحابه ، ویران می شود ؛ زیرا در آن ، احتمال مرتد و جهنمی شدن دو زن از زنان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مطرح شده است ؛
ضرب الله مثلا للذین کفروا ( یعنی امرأة الکافر التی یتزوجها المسلم وهی ) امرأت نوح وامرأت لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما ( فی الدین یقول : کانتا مخالفتین لدینهما ) فلم یغنیا عنهما من الله ( یعنی نوح ولوط ، علیهما السلام ، من کفرهما ) شیئا ( یعنی أمرأتیهما ) وقیل ادخلا النار مع الداخلین ( [ آیة : 10 ] حین عصیا یخوف عائشة وحفصة بتظاهرها على النبی صلى الله علیه وسلم فکذلک عائشة وحفصة إن عصیا ربهما لم یغن محمد صلى الله علیه وسلم عنهما من الله شیئا
تفسیر مقاتل بن سلیمان  ج 3   ص 379
ضرب الله مثلا للذین کفروا ( إلى قوله : ) فخانتاهما ( تفسیر ابن عباس : کانتا منافقتین تظهران الإیمان ، وتسران الشرک ) فلم یغنیا عنهما من الله شیئا ( لم یغن عمل نوح ولوط - علیهما السلام - عن امرأتیهما من الله شیئا ؛ وهذا مثل ضربه الله یحذر حفصة وعائشة للذی ( کان ) مما قص فی أول السورة
تفسیر ابن زمنین  ج 5   ص 9-10
 فلم یغنیا عنهما ) مع توبتهما ( من الله شیئا وقیل ادخلا النار مع الداخلین ) یخوف عائشة وحفصة رضی الله عنهما (
تفسیر الثعلبی  ج 9   ص 9
قال یحیى بن سلام : وهذا مثل ضربه الله لیحذر به حفصة وعائشة حین تظاهرتا على رسول الله صلى الله علیه وسلم , ثم ضرب لهما مثلا بامرأة فرعون ومریم ابنة عمران ترغیبا فی التمسک بالطاعة
النکت والعیون تفسیر الماوردی  ج 6   ص 47
ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأة نوح وامرأة لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما ( أی من الدین فکانت امرأة نوح تخبر قومه أنه مجنون وامرأة لوط دلت على أضیافه ) فلم یغنیا ( یعنی نوحا ولوطا ) عنهما من ( عذاب ) الله شیئا ( من شیء وهذا تخویف لعائشة وحفصة واخبار أن الأنبیاء لایغنون عن من عمل بالمعاصی شیئا وقطع لطمع من رکب المعصیة رجاء أن ینفعه صلاح غیره
تفسیر الواحدی  ج 2   ص 1114
وفی طی هذین التمثیلین تعریض بأمی المؤمنین المذکورتین فی أول السورة وما فرط منهما من التظاهر على رسول الله صلى الله علیه وسلم بما کرهه وتحذیر لهما على أغلظ وجه وأشد ، لما فی التمثیل من ذکر الکفر . ونحوه فی التغلیظ قوله تعالى : ( ومن کفر فإن الله غنى عن العالمین ) وإشارة إلى أن من حقهما أن تکونا فی الإخلاص والکمال فیه کمثل هاتین المؤمنتین ، وأن لا تتکلا على أنهما زوجا رسول الله ، فإن ذلک الفضل لا ینفعهما إلا مع کونهما مخلصتین ،
الکشاف  ج 4   ص 1114
قوله تعالى ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأة نوح قال المفسرون منهم مقال هذا المثل یتضمن تخویف عائشة وحفصة أنهما إن عصیا ربهما لم یغن رسول الله صلى الله علیه وسلم عنهما شیئا
زاد المسیر  ج 8   ص 314-315
حتی فخر رازی صراحت دارد بر اینکه عثمان بن عفان به این آیه علیه عائشه استدلال کرده است :
فقال عثمان رضی الله عنه ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأة نوح وامرأة لوط الآیة فکانت عائشة رضی الله عنها تحرض علیه جهدها وطاقتها وتقول أیها الناس هذا قمیص رسول الله صلى الله علیه وسلم لم یبل وقد بلیت سنته اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا
المحصول  ج 4   ص 492
وفی ضمن هذین التمثیلین تعریض بأمی المؤمنین ، وهما حفصة وعائشة لما فرط منهما وتحذیر لهما على أغلظ وجه وأشده لما فی التمثیل من ذکر الکفر
التفسیر الکبیر ج 30 ص 44
قال یحیى بن سلام : قوله ( ضرب الله مثلا للذین کفروا ) مثل ضربه الله یحذر به عائشة وحفصة فی المخالفة حین تظاهرتا على رسول الله صلى الله علیه وسلم ثم ضرب لهما مثلا بامرأة فرعون ومریم بنت عمران ترغیبا فی التمسک بالطاعة والثبات على الدین
تفسیر القرطبی  ج 18   ص 202
( ضرب الله مثلا للذین کفروا ) مثل ضربه الله یحذر به عائشة , وحفصة فی المخالفة حین تظاهرتا علیه الصلاة والسلام ثم ضرب الله لهما مثلا بامرأة فرعون ومریم ابنة عمران ترغیبا فی التمسک بالطاعة , والثبات على الدین
اللباب فی علوم الکتاب  ابن عادل دمشقی ج 19   ص 217
هذان المثلان ، اللذان ضربهما الله للمؤمنین والکافرین ، لیبین لهم أن اتصال الکافر بالمؤمن ، وقربه منه ، لا یفیده شیئا ، وأن اتصال المؤمن بالکافر ، لا یضره شیئا ، مع قیامه بالواجب علیه . فکأن فی ذلک ، إشارة وتحذیرا لزوجات النبی صلى الله علیه وسلم ، عن المعصیة ، وأن اتصالهن به صلى الله علیه وسلم لا ینفعهن شیئا مع الإساءة
تفسیر السعدی  ج 1   ص 874
صحابه ای که اهل فحشا بودند
إِنَّ الَّذِینَ جَاءُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّ‌ا لَّکُم ۖ بَلْ هُوَ خَیْرٌ‌ لَّکُمْ ۚ لِکُلِّ امْرِ‌ئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ۚ وَالَّذِی تَوَلَّىٰ کِبْرَ‌هُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ . نور: 11
مسلّماً کسانی که آن تهمت عظیم (نسبت زنا به همسر پیامبر) را عنوان کردند گروهی از شما (صحابه) بودند؛ امّا گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است؛ آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند؛ و از آنان کسی که بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست
إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَ‌ةِ ۚ وَاللَّـهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ . نور: 19
 کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا می داند و شما نمی دانید
بخاری در تفسیر آیه ی فوق روایتی درباره ی قضیه ی افک می آورد و حسان بن ثابت ، مسطح بن اثاثة ، حمنة بنت جحش و عبدالله بن ابی سلول را به عنوان مصادیق ان الذین یحبون أن تشیع الفاحشه مطرح می کند
صحیح البخاری  ج 4 ص 1781 ح 4479
وَاللَّاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْ‌بَعَةً مِّنکُمْ ۖ فَإِن شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّىٰ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّـهُ لَهُنَّ سَبِیلًا * وَاللَّذَانِ یَأْتِیَانِهَا مِنکُمْ فَآذُوهُمَا ۖ فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِ‌ضُوا عَنْهُمَا ۗ إِنَّ اللَّـهَ کَانَ تَوَّابًا رَّ‌حِیمًا . نساء: 15 و 16
و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید! اگر گواهی دادند، آنان [= زنان‌] را در خانه ها (ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرارسد؛ یا اینکه خداوند، راهی برای آنها قرار دهد * و از میان شما، آن مردان و زنانی که (همسر ندارند، و) مرتکب آن کار (زشت) می‌شوند، آنها را آزار دهید (و حد بر آنان جاری نمایید)! و اگر توبه کنند، و (خود را) اصلاح نمایند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذرید! زیرا خداوند، توبه‌پذیر و مهربان است.
محمد بن صالح العثیمین وهابی می گوید :
 ثم قال عز وجل { إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا والآخرة والله یعلم وأنتم لا تعلمون ولولا فضل الله علیکم ورحمته وأن الله رءوف رحیم } وسبق أن أشرنا إلى أن الثلاثة من الصحابة الخلص تورطوا فی هذه القضیة وهم حسان بن ثابت رضی الله عنه ومسطح بن أثاثة وهو ابن خالة أبی بکر وحمنة بنت جحش أخت زینب بنت جحش وزینب بنت جحش زوج الرسول علیه الصلاة والسلام وضرة عائشة ومع ذلک حماها الله لکن أختها تورطت ولما أنزل الله ببرائتها أمر النبی صلى الله علیه وسلم أن یحد هؤلاء الثلاثة حد القذف فجلد کل واحد منهم ثمانین جلدة أما المنافقون فلم یبق النبی صلى الله علیه وسلم علیهم الحد واختلف العلماء فی ذلک
شرح ریاض الصالحین ،کتاب آداب عامة ، باب ستر عورات المسلمین والنهی عن إشاعتها لغیر ضرورة ، ص 275 بر مبنای نرم افزار مکتبه شامله و ج 3 ص 13 بر مبنای سایت شامله و چاپ دار الوطن ریاض در سال 1426 هـ در 6 جلد  
الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَ‌أْفَةٌ فِی دِینِ اللَّـهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ‌ ۖ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ . نور: 2
هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند
در روایات اهل سنت به نقل از عمر بن خطاب آمده است :
إن الله بعث محمدا صلى الله علیه وسلم بالحق وأنزل علیه الکتاب فکان مما أنزل الله آیة الرجم فقرأناها وعقلناها ووعیناها رجم رسول الله صلى الله علیه وسلم ورجمنا بعده فأخشى إن طال بالناس زمان أن یقول قائل والله ما نجد آیة الرجم فی کتاب الله فیضلوا بترک فریضة أنزلها الله
خداوند محمّد صلى اللّه علیه وآله را به حقّ مبعوث کرد و کتاب را بر او نازل نمود و از جمله آیاتى که بر او فرود آمد آیه رجم است. پس ما آن را خواندیم و فهمیدیم و حفظ کردیم. از این رو رسول خدا حکم رجم را اجرا کرد، ما نیز پس از او حکم رجم را اجرا کردیم. اما من نگران هستم که اگر مدت زمانى بگذرد شخصى پیدا شود و بگوید: «به خدا سوگند! ما آیه رجم را در کتاب خدا نمى یابیم» و به سبب رها کردن حکمى که خدا نازل نموده گمراه شود; در حالى که حکم رجم در کتاب خدا ـ بر هر مرد و زنى که زناى محصنه انجام دهد و شاهدى بر این امر گواهى دهد، یا باردار باشد و یا خود اعتراف کند ـ حکم حقى است.
صحیح البخاری  ج 6   ص 2504 ح 6442 و همچنین ج 6 ص 2503 ح 6441 با کمی تفاوت
روشن است که آن کسانی را که پیامبر (ص) ، سنگسار کردند ، غیر از صحابه ی اهل سنت نیستند !

  • حسین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ