پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بیت علیهم السلام ، جایگاه راز خدا، پناهگاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجیینه های کتاب های او، و کوه های دین او می باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدی از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. کسانی را که از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو کرد، آنان رکن دین و پایه یقینند، تندروان باید به آنان (که میانه روند) برگردند و کندروان باید سعی کنند به آنان برسند، شرایط ولایت امور مسلمین در آنها جمع است و وصیت پیامبر درباره آنها است و آنان کمالات نبوی را به ارث برده اند، این هنگام است زمانی که حق به اهلش بازگشته به جای اصلی خود منتقل گشته است.
نهج البلاغه - خطبه ی 2

آخرین نظرات

صحابه ای که شراب فروشی و شراب خواری می کردند

حسین | سه شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۰۷ ق.ظ


حجت الاسلام اهل سنت آقای ابوحامد غزالی (متوفای 505 هـ) می گوید :
ما ترک الناس الربا بأجمعهم کما لم یترکوا شرب الخمور وسائر المعاصی حتى روى أن بعض أصحاب النبی صلی الله علیه وسلم باع الخمر فقال عمر رضی الله عنه لعن الله فلانا . هو أول من سن بیع الخمر
همه مردم ( صحابه ) ربا را ترک نکردند همچنان که شرب خمر را ترک نکردند و همچنین انجام دیگر گناهان را ترک نکردند . حتی روایت شده است که برخی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شراب فروختند . پس عمر بن خطاب گفت : خداوند فلانی را لعنت نماید . او ( یعنی همین صحابی گمنام ) اولین کسی است که سنت شراب فروشی را بنیان نهاد.
إحیاء علوم الدین ، ج 2 ص 104
ابن تیمیه می گوید :
أن النبى صلى الله علیه وسلم قد لعن البائع للخمر وقد باع بعض الصحابة خمرا حتى بلغ عمر فقال قاتل الله فلانا
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فروشنده ی شراب را لعن کرده است و بعضی از صحابه شراب فروختند تا اینکه خبرش به عمر رسید پس گفت خدا فلانی (صحابی) را بکشد ...
مجموع الفتاوی ابن تیمیة ، ج 20 ص 264-265
ابن عثیمین وهابی می گوید :
ولا شک انه حصل من بعضهم سرقة وشرب خمر وقذف وزنی بإحصان وزنی بغیر احصان ، تکن کل هذه الأشیاء تکون مغمورة فی جنب فضائل القوم ومحاسنهم ، وبعضها أقیم فیه الحدود ، فیکون کفارة
شکی در این نیست که گروهی از صحابه سرقت کرده و شرب خمر کرده و قذف کرده و زنای محصنه و غیر محصنه انجام دادند ولی تمامی این اعمال در کنار فضایل و محاسن ایشان پنهان بوده و بر برخی از ایشان نیز حد جاری شد که به مثابه کفاره آنها می باشد
مجموع الفتاوی والرسائل العثیمین ، ج 8 ص 623 بر مبنای سایت شامله
حال بد نیست که به نام بعضی از این صحابه ی اهل شراب اشاره ای داشته باشیم
1. سمرة بن جندب
بَلَغَ عُمَرَ : أَنَّ سَمُرَةَ بَاعَ خَمْرًا ، فَقَالَ : قَاتَلَ اللَّهُ سَمُرَةَ ، أَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ، قَالَ : " لَعَنَ اللَّهُ الْیَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَیْهِمُ الشُّحُومُ ، فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا
به عمر بن خطاب خبر دادند که سمره ( بن جندب ) شراب فروخته است . پس عمر بن خطاب گفت : خداوند سمره را بکشد . آیا نمی داند که رسول الله صلی الله علیه – وآله –وسلم فرمود : خداوند یهود را لعنت کند . خداوند بر ایشان پیه را حرام نمود ولی آنها ( پیه را ) جمع کردند و فروختند
صحیح مسلم ، ج 3 ص 1207 ح 1587
این روایت در کتب دیگر هم آمده و محققین آنها از جمله ألبانی سندش را تصحیح کرده اند که از ذکر آنها خود داری می کنیم.
جالب است بدانید که بخاری این روایت را از استادش حمیدی به همان سند حمیدی در " مسند الحمیدی " روایت کرده است ولی در متن آن دست برده و آن را تحریف کرده است و نام " سمره " را از روایت حذف کرده است !
سند و متن روایت حمیدی چنین است:
 حَدَّثَنَا سُفْیَانُ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ دِینَارٍ قَالَ أَخْبَرَنِى طَاوُسٌ أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ یَقُولُ : بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أَنَّ سَمُرَةَ بَاعَ خَمْرًا ، فَقَالَ : قَاتَلَ اللَّهُ سَمُرَةَ ، أَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَالَ :« لَعَنَ اللَّهُ الْیَهُودَ ، حُرِّمَتْ عَلَیْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا». 
 المسند ، ج 1 ص 9
سند و متن روایت بخاری نیز چنین است:
 حَدَّثَنَا الْحُمَیْدِىُّ حَدَّثَنَا سُفْیَانُ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ دِینَارٍ قَالَ أَخْبَرَنِى طَاوُسٌ أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ - رضى الله عنهما - یَقُولُ بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ فُلاَنًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ قَاتَلَ اللَّهُ فُلاَنًا ، أَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - قَالَ « قَاتَلَ اللَّهُ الْیَهُودَ ، حُرِّمَتْ عَلَیْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا».
صحیح البخاری ،ج 2 ص 774 ح 2110
2. نعیمان یا ابن نعیمان
عَنْ عُقْبَةَ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ جِىءَ بِالنُّعَیْمَانِ أَوِ ابْنِ النُّعَیْمَانِ شَارِبًا ، فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - مَنْ کَانَ فِى الْبَیْتِ أَنْ یَضْرِبُوا قَالَ فَکُنْتُ أَنَا فِیمَنْ ضَرَبَهُ ، فَضَرَبْنَاهُ بِالنِّعَالِ وَالْجَرِیدِ
عقبه بن حارث می گوید : نعیمان یا ابن نعیمان را در حالی که شرب خمر نموده بود گرفتند . پس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم دستور دادند تا هر کس که در خانه است او را بزند. عقبه می گوید : من هم از کسانی بودم که او را زدم . من او را با کفش و چوب ( سبز ) زدم
 صحیح البخاری ، ج 2 ص 814 ح 2191 و ج 6 ص 2487 ح 6392
ابن حجر عسقلانی می گوید :
" وَقَدْ وَقَعَ عِنْد الزُّبَیْر اِبْن بَکَّارٍ فِی النَّسَب مِنْ طَرِیق أَبِی بَکْر بْن مُحَمَّد بْن عَمْرو بْن حَزْم عَنْ أَبِیهِ قَالَ " کَانَ بِالْمَدِینَةِ رَجُل یُقَال لَهُ النُّعَیْمَانُ یُصِیب الشَّرَاب " فَذَکَرَ الْحَدِیث نَحْوه ، و َرَوَى اِبْن مَنْدَهْ مِنْ حَدِیث مَرْوَان بْن قَیْس السُّلَمِیِّ مِنْ صَحَابَة رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ " أَنَّ النَّبِیّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ بِرَجُلٍ سَکْرَان یُقَال لَهُ نُعَیْمَانُ فَأَمَرَ بِهِ فَضُرِبَ " الْحَدِیث ، وَهُوَ النُّعَیْمَانُ بْن عَمْرو بْن رِفَاعَة بْن الْحَارِث بْن سَوَاد بْن مَالِک بْن غَنْم بْن مَالِک بْن النَّجَّار الْأَنْصَارِیّ مِمَّنْ شَهِدَ بَدْرًا وَکَانَ مَزَّاحًا"
 زبیر بن بکار در کتاب انسابش از طریق ابی بکر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش می گوید : در مدینه مردی بود که او نعمیان صدا می زدند و شرابخوار بود . و سپس این حدیث _روایت بخاری مذکور را_ بیان کرده است . ابن منده از مروان بن قیس که از صحابی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بود می گوید : پیامبر به مردی مست رسیدند که نامش نعیمان بود و دستور دادند تا او را بزنند . این مرد همانا نعیمان بن عمرو بن رفاعه بن حارث بن سواد بن مالک بن غنم بن مالک بن نجار انصاری می باشد . و از کسانی است که در جنگ بدر شرکت داشت و بسیار شوخ طبع بود
فتح الباری شرح صحیح البخاری ، ج 4 ص 492
3. ولید بن عقبه
این صحابی عادل اهل سنت ، معروف به شرب خمر بوده است تا جایی که ابن عبدالبر در مورد وی چنین می گوید:
 أخباره فی شرب الخمر ومنادمته أبا زید الطائی کثیرة یسمج بنا ذکرها هنا  
 اخبار او در مورد شرب خمر و همنشینی وی با ابا زید طایی ( ساقی شراب ) بسیار زیاد است که بیان آنها در اینجا زشت است.
الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 4 ص 1554
4. ابو محجن ثقفی
وکان شاعرا مطبوعا کریما إلا أنه کان منهمکا فی الشراب لا یکاد یقلع عنه ولا یردعه حد ولا لوم لائم وکان أبو بکر الصدیق یستعین به وجلده عمر بن الخطاب فی الخمر مرارا ونفاه إلى جزیرة فی البحر وبعث معه رجلا فهرب منه ولحق بسعد بن أبی وقاص بالقادسیة وهو محارب للفرس وکان قد هم بقتل الرجل الذی بعثه معه عمر فأحس الرجل بذلک فخرج فارا فلحق بعمر فأخبره خبره فکتب عمر إلى سعد بن أبی وقاص بحبس أبی محجن فحبسه
او شاعری مطبوع و بخشنده بود ولی دائم الخمر و میگسار بود . وی در میگساری بی محابا شده بود و حد بر وی موثر نبود و ملامت دیگران بر وی تاثیر نداشت . ابوبکر از وی کمک می گرفت و عمر بن خطاب بارها وی را بخاطر شرابخواری حد زد و او را به جزیره ای تبعید نمود و همراه وی ماموری را فرستاد . ولی ابو محجن از آنجا گریخت و در قادسیه به سعد بن ابی وقاص ملحق شد و او مرد جنگجویی و اسب سوار بود و تصمیم گرفت ماموری را که با وی در جزیره بود را به قتل برساند . پس آن مامور از قصد وی مطلع شد و فرار کرده و به نزد عمر بن خطاب رفت و جریان را برای وی بیان نمود . پس عمر بن خطاب برای سعد بن ابی وقاص نامه نوشت تا ابو محجن را دستگیر نموده و حبس نماید . سعد نیز چنین کرد
الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 4 ص 1746
ابن حجر عسقلانی در شرح حال او می نویسد :
وأخرج عبد الرّزّاق بسند صحیح، عن ابن سیرین: کان أبو محجن الثقفی لا یزال یجلد فی الخمر، فلما أکثر علیهم سجنوه وأوثقوه، فلما کان یوم القادسیة رآهم یقتتلون
ابو محجن پیوسته به دلیل شرب خمر حد می خورد؛ چون در این کار زیاده روی کرد، زندانی اش کردند و در بندش کشیدند ولی در روز قادسیه دیدم که جنگ میکرد .
وقال عبد الرّزّاق، عن ابن جریج: بلغنی أنّ عمر بن الخطاب حدّ أبا محجن بن حبیّب بن عمرو بن عمیر الثقفی فی الخمر سبع مرات
ابن جریج میگوید : به من خبر رسیده است که عمر بن خطاب ابا محجن را به دلیل شرب خمر هفت بار حد زد .
الاصابة فی تمییز الصحابة ، ج 7 ص 364 رقم 10501
5. قدامه بن مظعون بدری
بخاری در صحیحش از زهری روایت میکند که قدامة بن مظعون از اصحاب بدر است
أخبرنی عبد الله بن عامر بن ربیعة وکان من أکبر بنی عدی وکان أبوه شهد بدرا مع النبی صلى الله علیه وسلم أن عمر استعمل قدامة بن مظعون على البحرین وکان شهد بدرا وهو خال عبد الله بن عمر وحفصة رضی الله عنهم
صحیح البخاری، ج 4 ص 1473 ح 3788
همین روایت را عبدالرزاق صنعانی با سند صحیح از زهری از عبد الله بن عامر بن ربیعة (همین سند بخاری) به طور مفصل نقل میکند و در آن قضیه ی شرابخواری قدامة را نقل میکند که مشابه با آن را ابن حزم با سند صحیح روایت کرده است .

... فقدم الجارود سید عبد القیس على عمر من البحرین فقال یا أمیر المؤمنین إن قدامة شرب فسکر ...
عمر، قُدّامة بن مظعون را بر بحرین گماشت و او دائى حفصه و عبیدالله فرزندان عمر است. پس جارود (بزرگ عبدالقیس) از بحرین نزد عمر آمد و گفت: اى امیرمؤمنان قُدّامه شراب خورد و مست شد، و من یکى از حدود الهى را دیدم و سزاوار دانستم شکایت آنرا به سوى تو آورم. گفت: چه کسى با تو شهادت مىدهد؟ گفت: ابوهریره . پس ابوهریره را طلب کرد و گفت: به چه چیزى شهادت مىدهى؟ گفت: ندیدم شراب بخورد اما او را مست دیدم در حالیکه استفراغ می کرد. گفت: در شهادت موشکافى کردى. سپس به قُدّامه نوشت که از بحرین بیاید، پس آمد، جارود گفت: بر او کتاب خدا را جارى کن. عمر گفت: آیا خصم هستى یا شاهد؟ گفت: شاهد هستم. گفت: شهادت خود را ادا کردى، راوى می گوید: جارود ساکت شد و روز بعد پیش عمر آمد و گفت: بر او حدّ خدا را جارى کن. پس عمر گفت: من تو را نمی بینم مگر آنکه خصم باشى و با تو به جز یک نفر شهادت نداد. جارود گفت: تو را به خدا قسم می دهم. عمر گفت: یا زبان خود را نگه می دارى یا تو را آزار می دهم. ابن جارود گفت: این حق نیست، پسر عمویت شراب بخورد و مرا آزار دهى. ابوهریره گفت: اى امیرمؤمنان اگر در شهادت ما شک نمی کنى، بفرست و از دختر ولید (همسر قُدّامه) بپرس. آنگاه عمر کسى را به سوى هند دختر ولید فرستاد و از او شهادت خواست و او بر علیه شوهر خود شهادت داد. عمر به قُدّامه گفت: تو را حد می زنم. قُدّامه گفت: اگر همانطورى که مىگوئى شراب خورده باشم، حق نداشتید مرا حد بزنید . عمر گفت: چرا ؟ قُدّامه گفت: خداوند عزوجل فرمود: «بر کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند در آنچه خوردند باکى نیست اگر تقوى پیشه کنند». عمر گفت: تاویل آیه را اشتباه کردى، تو اگر تقواى خدا را پیش مىگرفتى از آنچه خدا حرام کرد خوددارى می کردى، سپس عمر رو به مردم کرد و گفت: در شلاق زدنِ قدامه چه می گوئید؟ گفتند: مادامى که مریض است بهتر است او را شلاق نزنى. پس چند روزى عمر در این باره چیزى نگفت، سپس صبح کرد و عزم بر شلاق زدن او نمود. و گفت: در شلاق زدن قدامه چه می گوئید؟ گفتند: مادامى که دردمند است بهتر است او را شلاق نزنى. گفت: اگر با خدا زیر تازیانه ها ملاقات کند برایم محبوبتر است از آنکه خدا را ملاقات کنم در حالیکه او را بر گردن دارم. یک تازیانه کامل برایم بیاورید، پس دستور داد و او را شلاق زدند و بر قُدّامه خشم گرفت و با او قهر کرد
مصنف عبدالرزاق ، ج 9 ص 240-242 ح 17076
المحلی لابن حزم ، ج 11  ص 148
قضیه ی شراب خواری قدامة بن مظعون به گونه ی دیگری نیز روایت شده است ؛ ابن قدامه مقدسی فقیه حنبلی می گوید :
 روى الجوزجانی باسناده عن ابن عباس ان قدامة بن مظعون شرب الخمر فقال له عمر: ما حملک على ذلک فقال ان الله عزوجل یقول [ لیس على الذین آمنوا وعملوا الصالحات جناح فیما طعموا ] الآیة وانی من المهاجرین الاولین من أهل بدر وأحد فقال عمر للقوم أجیبوا الرجل فسکتوا عنه فقال لابن عباس اجبه فقال انما أنزلها الله عذرا للماضین لمن شربها قبل أن تحرم وأنزل (إنما الخمر والمیسر) حجة على الناس، ثم سأل عمر عن الحد فیها فقال علی بن ابی طالب إذا شرب هذى وإذا هذى افترى فاجلدوا ثمانین فجلده عمر ثمانین
 جوزجانی به اسنادش از ابن عباس روایت می کند که قدامه بن مظعون شراب نوشید . پس عمر به وی گفت : چه چیزی باعث شد تا جرأت بر این کار داشته باشی ؟ او گفت : خداوند می فرماید : لیس على الذین آمنوا وعملوا الصالحات جناح فیما طعموا ...و من از اولین مهاجرین از اهل بدر و احد می باشد . عمر به اطرافیانش گفت : جواب او را بدهید . پس همه ساکت شدند و جوابی بر آن نداشتند . عمر بن ابن عباس گفت : جوابش را بده . ابن عباس گفت : خداوند این آیه را بعنوان عذری برای کسانی که قبل از تحریم شراب ، خمر می نوشیدند فرستاد و آیه ( انما الخمر و المیسر ) را بعنوان حجت بر مردم در تحریم شرب خمر  فرستاد . سپس عمر از تعداد حد بر او سوال نمود . علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود : وقتی شراب بنوشد هذیان می گوید . و وقتی هذیان بگوید افترا می بندد . پس او را 80 ضربه بزن و عمر نیز 80 ضربه زد
المغنی فی فقه الإمام أحمد بن حنبل الشیبانی ، ج 9 ص 135
السنن الکبرى للنسائی ، ج 3 ص 253
منهاج السنة النبویة لابن تیمیة ، ج 6 ص 84 - 85

جالب است که ابن تیمیه در اصل شرابخواری ابن مظعون خدشه نکرده ، بلکه از روی تعصب و دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام ، در 80 ضربه زدن خدشه نموده است!

همچنین عبد الرزاق صنعانی با سند صحیح از تابعی ثقه یعنی ایوب بن ابی تمیمه چنین نقل میکند:
عبد الرزاق عن بن جریج قال سمعت أیوب بن أبی تمیمة یقول لم یحد فی الخمر أحد من أهل بدر إلا قدامة بن مظعون
از صحابه ی اهل بدر فقط قدامة بن مظعون به خاطر شرب خمر حد خورد .
مصنف عبدالرزاق ، ج 9 ص 240 ح 17075

و نیز سایت اسلام وب در جواب استفتائی در مورد شراب خواری قدامة، اصل شراب خواری او را پذیرفته است.
 رقم الفتوى: 72035 ؛ الإثنین 28 محرم 1427 - 27-2-2006
http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=72035
6. عبدالرحمن بن عمر
عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِیِّ، عَنْ سَالِمٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: «شَرِبَ أَخِی عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عُمَرَ، وَشَرِبَ مَعَهُ أَبُو سِرْوَعَةَ عُقْبَةُ بْنُ الْحَارِثِ، وَهُمَا بِمِصْرَ فِی خِلَافَةِ عُمَرَ فَسَکِرَا، فَلَمَّا أَصْبَحَا انْطَلَقَا إِلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ، وَهُوَ أَمِیرُ مِصْرَ» فَقَالَا: طَهِّرْنَا فَإِنَّا قَدْ سَکِرْنَا مِنْ شَرَابٍ شَرِبْنَاهُ، فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: فَذَکَرَ لِی أَخِی أَنَّهُ سَکِرَ فَقُلْتُ: ادْخُلِ الدَّارَ أُطَهِّرْکَ، وَلَمْ أَشْعُرْ أَنَّهُمْا أَتَیَا عَمْرًا فَأَخْبَرَنِی أَخِی أَنَّهُ قَدْ أَخْبَرَ الْأَمِیرَ بِذَلِکَ، فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: «لَا یَحْلِقُ الْقَوْمُ عَلَى رُءوسِ النَّاسِ ادْخُلِ الدَّارَ أَحْلِقْکَ، وَکَانُوا إِذْ ذَاکَ یَحْلِقُونَ مَعَ الْحُدُودِ فَدَخَلَ الدَّارَ»، فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: فَحَلَقْتُ أَخِی بِیَدِی، ثُمَّ جَلَدَهُمْ عَمْرٌو فَسَمِعَ بِذَلِکَ عُمَرُ فَکَتَبَ إِلَى عَمْرٍو أَنِ ابْعِثْ إِلَیَّ بِعَبْدِ الرَّحْمَنِ عَلَى قَتَبٍ فَفَعَلَ ذَلِکَ، فَلَمَّا قَدِمَ عَلَى عُمَرَ جَلَدَهُ، وَعَاقَبَهُ لِمَکَانِهِ مِنْهُ، ثُمَّ أَرْسَلَهُ فَلِبَثَ شَهْرًا صَحِیحًا، ثُمَّ أَصَابَهُ قَدَرُهُ فَمَاتَ فَیَحْسِبُ عَامَّةُ النَّاسِ أَنَّمَا مَاتَ مِنْ جَلْدِ عُمَرَ وَلَمْ یَمُتْ مِنْ جَلْدِ عُمَرَ
عبد الله بن عمر گفت: در زمان خلافت عمر ، برادرم عبدالرحمن بن عمر به همراه ابو سروعة در مصر شراب خوردند و مست شدند ...
 المصنف لعبدالرزاق ، ج 9 ص 232 ح 17047
حافظ جورقانی (متوفای 543 هـ) بعد از نقل این حدیث می گوید :
هَذَا حَدِیثٌ ثَابِتٌ ، وَإِسْنَادُهُ مُتَّصِلٌ صَحِیحٌ
الأباطیل والمناکیر والصحاح والمشاهیر ، ج 2 ص 236-238 ح 578 بر مبنای سایت شامله
آقای جورقانی کسی است که ذهبی از او به الإمام الحافظ تعبیر می کند :
سیر اعلام النبلاء ، ج 20 ص 177
7. ربیعة بن امیة
عن عبد الرحمن بن عوف : أنه حرس لیلة مع عمر بن الخطاب رضی الله عنه بالمدینة فبینما هم یمشون شب لهم سراج فی بیت فانطلقوا یؤمونه حتى إذا دنوا منه إذا باب مجاف على قوم لهم فیه أصوات مرتفعة فقال عمر رضی الله عنه و أخذ بید عبد الرحمن : أتدری بیت من هذا ؟ قال : لا قال : هذا بیت ربیعة بن أمیة بن خلف و هم الآن شرب فما ترى ؟ فقال عبد الرحمن : أرى قد أتینا ما نهى الله عنه نهانا الله عز و جل فقال { و لا تجسسوا } فقد تجسسنا فانصرف عمر عنهم و ترکهم
 هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه
تعلیق الذهبی قی التلخیص : صحیح
از عبدالرحمن بن عوف نقل کرده اند که شبى وى با عمر بن خطاب در مدینه شبگردى مى کرد، در آن اثنا که آنها مى گشتند، در خانه اى چراغى را روشن دیدند، به سراغ آن رفتند. وقتى نزدیک شدند، دیدند درب بسته است و جماعتى در خانه صداهاى بلند و نامربوط دارند. عمر دست عبدالرحمن را گرفت و گفت : این خانه ربیعة بن امیّة است . و آنها هم اکنون شراب مى نوشند، چه باید کرد؟ عبدالرحمن گفت : چنان مى بینم که ما در جایى آمده ایم که خدا منع کرده است ؛ زیرا تجسّس نمودیم . عمر هم از آنجا رفت و آنها را به حال خود گذاشت.
المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی - ج 4 ص 419 ح 8136 بر مبنای مکتبه شامله
ابن سعد در ذیل اولیات عمر ، چنین می گوید :
 وغرب ربیعة بن أمیة بن خلف إلى خیبر وکان صاحب شراب، فدخل أرض الروم فارتد
 از اولیات عمر این بود که ربیعه بن امیه بن خلف را به خیبر تبعید نمود زیرا او شرابخوار بود . پس ربیعه وارد روم شد و مرتد شد
الطبقات الکبرى ، ج 3 ص 282
8. اسود بن عوف
 وکان لعبد الرحمن إخوة أحدهم عبد الله بن عوف من سروات قریش وابنه طلحة بن عبد الله بن عوف وله عقب بالمدینة والآخر الأسود بن عوف وکانت له صحبة ووجده عمر بن الخطاب رضى الله عنه بمکة شاربا فأمر به فجلد الحد وشهد یوم الجمل مع عائشة فقتل وله عقب
اسود بن عوف که از صحابه بود ، عمر بن خطاب او را در مکه در حال شرب خمر یافت فلذا دستور داد بر او حد زدند
المعارف لابن قتیبة الدینوری ،  ج 1   ص 235
9. وحشی بن حرب
وعن سعید بن المسیب کان یقول کنت أعجب لقاتل حمزة کیف ینجو حتى بلغنی أنه مات غریقا فی الخمر خرجه (رواه) الدارقطنی على شرط الشیخین قال ابن هشام بلغنی أن وحشیا لم یزل یجد فی الخمر حتى خلع من الدیوان وکان عمر رضی الله عنه یقول لقد علمت أن الله لم یکن لیدع قاتل حمزة
سعید بن مسیب (تابعی ثقه) میگفت: من همواره در تعجب بودم از قاتل حضرت حمزه که چگونه نجات می یابد تا اینکه به من خبر رسید که در حوضی از شراب غرق شد ، این حدیث را دارقطنی با شرایط بخاری و مسلم روایت کرده است. و ابن هشام گفته است: به من خبر رسید که وحشی شراب خواری را ترک نکرد تا اینکه از دیوان خلع شد (یارانه اش قطع شد) و عمر همواره می گفت که به تحقیق دریافته ام که خداوند قاتل حمزه را رها نمی کند . 
ذخائر العقبى فی مناقب ذوی القربى للطبری ، ج 1 ص 179
شرح مسند أبی حنیفة ملا علی قاری ، ج 1 ص 528
سمط النجوم العوالی للعاصمی المکی ، ج 1   ص 373
السیرة الحلبیة ، ج 2 ص 538
  میگوید: وروى الدار قطنی فی صحیحه
ابوداود طیالسی با سند صحیح اینگونه روایت می کند :
عن عبید الله بن عدى بن الخیار قال اقبلنا من الروم فلما قربنا من حمص قلنا لو مررنا بوحشی فسألناه عن قتل حمزة فلقینا رجلا فذکرنا ذلک له فقال هو رجل قد غلبت علیه الخمر
عبید الله بن عدی گفت: از روم که به حمص می رفتیم وقتی نزدیک حمص شدیم با خود گفتیم اگر گذرمان بر وحشی افتاد از او راجع به قتل حضرت حمزه می پرسیم ، پس مردی را دیدیم که آن قضیه را به ما ذکر کرد و سپس گفت: وحشی مردی است که شراب بر او غلبه کرده است .
مسند الطیالسی ، ج 1 ص 186 ح 1314 حکم برنامه جوامع الکلم: إسناده متصل ، رجاله ثقات
10. معاویة بن ابی سفیان
عبد الله بن بریدة قال : دخلت أنا وأبی على معاویة فأجلسنا على الفرش ثم أتینا بالطعام فأکلنا ثم أتینا بالشراب فشرب معاویة ثم ناول أبی ثم قال ما شربته منذ حرمه رسول الله صلى الله علیه و سلم ثم قال معاویة کنت أجمل شباب قریش وأجوده ثغرا وما شیء کنت أجد له لذة کما کنت أجده وأنا شاب غیر اللبن أو إنسان حسن الحدیث یحدثنی
عبدالله بن بریده می گوید : من و پدرم بر معاویه وارد شدیم . او ما را بر فرشهایی نشاند .و برای ما غذا آورد و ما از آن تناول کردیم . بعد از آن برای ما شراب آورد و معاویه از آن نوشید و سپس پدرم نوشید سپس گفت : از زمانی که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نوشیدن شراب را تحریم کرد ، من شراب ننوشیده بودم سپس معاویه گفت من زیباترین جوانان قریش بودم و بهترین نوچه‌های آنان بودم، هنگامی که من جوان بودم هیچ چیزی نزد من از شراب لذیذتر نبود مگر شیر و یا انسانی که خوش‌گفتار بود و برای من سخن می‌گفت.
تعلیق شعیب الأرنؤوط : إسناده قوی
مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ص 347 ح 22991 بر مبنای مکتبه شامله
نورالدین هیثمی میگوید : رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح وفی کلام معاویة شیء ترکته
مجمع الزوائد  ج 5   ص 42
حکم برنامه جوامع الکلم: إسناد حسن ، رجاله رجال مسلم

  • حسین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ