پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

پایگاه تحقیقاتی وصایت

هشدار: به دلیل تصمیم بر تألیف کتاب ، هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بیت علیهم السلام ، جایگاه راز خدا، پناهگاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجیینه های کتاب های او، و کوه های دین او می باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدی از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. کسانی را که از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو کرد، آنان رکن دین و پایه یقینند، تندروان باید به آنان (که میانه روند) برگردند و کندروان باید سعی کنند به آنان برسند، شرایط ولایت امور مسلمین در آنها جمع است و وصیت پیامبر درباره آنها است و آنان کمالات نبوی را به ارث برده اند، این هنگام است زمانی که حق به اهلش بازگشته به جای اصلی خود منتقل گشته است.
نهج البلاغه - خطبه ی 2

آخرین نظرات

نظر علمای اهل سنت و وهابیت در مورد منکران حدیث

حسین | چهارشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ق.ظ

در مقالات پیشین ، آیات قرآن در حجیت سنت و کلام علمای اهل سنت را آوردیم که گفته بودند سنت در اصول دین هم حجت است .
در این مقاله می خواهیم نگاهی داشته باشیم به نظر علمای اهل سنت در مورد حکم منکران حدیث .
احمق
جلال الدین سیوطی در «مفتاح الجنه فی الاحتجاج بالسنه » چنین میگوید :
وَأخرج سعید بن مَنْصُور عَن عمرَان بن حُصَیْن أَنهم کَانُوا یتذاکرون الحَدِیث فَقَالَ رجل دَعونَا من هَذَا وجیؤونا بِکِتَاب الله فَقَالَ عمران: "إِنَّک أَحمَق أتجد فِی کتاب الله الصَّلَاة مفسرة، أتجد فِی کتاب الله الصّیام مُفَسرًا، إِن الْقُرْآن أحکم ذَلِک وَالسّنة تفسره"
سعید بن منصور روایت میکند از قول عمران بن حصین که ما در حال صحبت کردن در مورد احادیث بودیم که مردی آمد و گفت : این حرفها را رها کنید ! از کتاب خدا برای من (در مورد این حرفها ) دلیل بیاورید ! عمران بن حصین گفت : تو آدم احمقی هستی ! آیا در کتاب خدا ، نماز خواندن و روزه گرفتن تفسیرش آمده ؟ کتاب خدا حکم را آورده و سنت نبوی آن را تفسیر میکند !
مفتاح الجنة فی الاحتجاج بالسنة ،  ص 59 ، المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر، جلال الدین السیوطی (المتوفى: 911هـ) ، الناشر: الجامعة الإسلامیة، المدینة المنورة ، الطبعة: الثالثة، 1409هـ/1989م
http://shamela.ws/browse.php/book-4864#page-57
گمراه
محمد ناصر الدین البانی وهابی نیز در کتاب « منزلة السنة فی القرآن » بابی دارد به نام " ضلال المستغنین بالقرآن عن السنة " ( گمراهی کسانی که قرآن را از سنت رسول الله صلی الله علیه وآله مستغنی و بی نیاز میدانند ) .
منزلة السنة فی الإسلام ، ص 12 ، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفى: 1420هـ) ، الناشر: الدار السلفیة - الکویت ، الطبعة: الرابعة - 1404 هـ - 1984 م
http://shamela.ws/browse.php/book-705#page-12
ابو قلابه می‌ گوید :
اذا حدثت الرجل بالسنة فقال: دعنا من هذا و هات کتاب الله، فاعلم أنه ضال

اگر از سنت برای کسی سخن گفتی و گفت: سنت را کنار بگذار و از قرآن بگو، بدان که آن فرد گمراه است.
سیر اعلام النبلاء للذهبی - ج 4 ص 472
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?ID=628&bk_no=60&flag=1
ایوب سختیانی می گوید :
إذا حدثت الرجل بالسنة فقال دعنا من هذا و حدثنا بالقرآن فاعلم أنه ضالّ مضل.

وقتی با یک فردی از سنت می‌گوید این سنت را بگذار کنار از قرآن برای ما سخن بگو. بدانید که او هم گمراه و هم گمراه‌کننده است.

الآداب الشرعیة والمنح المرعیة للمقدسی - ج 2 ص 307
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=305&idto=305&bk_no=43&ID=230
محمد جمال الدین قاسمی می نویسد :
کان الإمام أبو حنیفة -رضی الله عنه- یقول: "إیاکم والقول فی دین الله تعالى بالرأی؛ وعلیکم باتباع السنة فمن خرج عنها ضل". ودخل علیه مرة رجل من أهل الکوفة والحدیث یقرأ عنده فقال الرجل: "دعونا من هذه الأحادیث! " فزجره الإمام أشد الزجر، وقال له: "لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن".
امام ابوحنیفه می گفت: بپرهیزید از اینکه در دین خدا از پیش خود سخن بگویید ؛ و بر شما باد تبیعیت از سنت ، پس هرکس از تبیعت سنت خارج شود ، گمراه می شود . و یکبار مردی از اهل کوفه بر او وارد شد در حالی که نزدشان حدیث خوانده می شد ، پس مرد کوفی گفت: از این احادیث برای ما نگویید و فقط از قرآن بگویید ! پس امام ابوحنیفه به شدت ناراحت شد و به او گفت: اگر سنت نبود ، احدی از ما قرآن را نمی فهمید .
قواعد التحدیث من فنون مصطلح الحدیث - ص 52
http://shamela.ws/browse.php/book-9993/page-43

خبیث
دکتر محمد محمد ابوشهبه در « فی رحاب السنه ، الکتب الصحاح السته » میگوید :
فقد ظهرت فئة فی القدیم و الحدیث تدعوا الی هذه الدعوة الخبیثة و هی الاکتفاء بالقرآن عن الاحادیث و غرضهم هدم نصف الدین
گروهی در زمانهای قبل و هم اکنون نیز بوجود آمده اند که به این ادعای خبیث – یعنی اکتفا به قرآن بدل از احادیث – دعوت میکنند و هدف آنها از بین بردن نصف دین است.
فی رحاب السنة - الکتب الصحاح الستة ،  ص 17 ، المؤلف: محمد بن محمد بن سویلم أبو شُهبة (المتوفى: 1403هـ) ، الناشر: مجمع البحوث الاسلامیة – الازهر - مصر ، الطبعة: الثامنة - 1415 هـ / 1995 م
https://ia700402.us.archive.org/7/items/waq0009/0009_text.pdf

اهل بدعت
ابوالقاسم اسماعیل تیمی اصفهانی نیز در « الحجة فی بیان المحجة » میگوید :
وإذا رأیت الرجل یخاصم فی دین الله ویجادل فی کتاب الله فإذا قیل له : قال رسول الله ، قال : حسبنا کتاب الله ؛ فاعلم أنه صاحب بدعة

پس اگر دیدی کسی در مورد دین خدا به مخاصمه برخاسته و در مورد کتاب الله مجادله میکند و وقتی به او گفته میشود : قال رسول الله ( یعنی رسول الله چنین و چنان فرموده ) پس میگوید : کتاب الله برای ما کفایت میکند . بدان که او صاحب بدعت است .
الحجة فی بیان المحجة وشرح عقیدة أهل السنة ، ج 2 ص 539 - 540 ، اسم المؤلف:  أبو القاسم اسماعیل ابن محمد بن الفضل التیمی الأصبهانی الوفاة: 535هـ ، دار النشر : دار الرایة - السعودیة / الریاض - 1419هـ - 1999م ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : محمد بن ربیع بن هادی عمیر المدخلی
http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?indexstartno=0&hflag=&pid=670965&bk_no=4156&startno=6

خارجی
شمس الدین ذهبی متعصب نیز در ابتدای « تذکره الحفاظ » چنین افاضه میکند :
ومن مراسیل بن أبی ملیکة أن الصدیق جمع الناس بعد وفاة نبیهم فقال إنکم تحدثون عن رسول الله صلی الله علیه وسلم أحادیث تختلفون فیها والناس بعدکم أشد اختلافا فلا تحدثوا عن رسول الله شیئا فمن سألکم فقولوا بیننا وبینکم کتاب الله فاستحلوا حلاله وحرموا حرامه فهذا المرسل یدلک أن مراد الصدیق التثبت فی الأخبار والتحری لا سد باب الروایة ألا تراه لما نزل به أمر الجدة ولم یجده فی الکتاب کیف سأل عنه فی السنة فلما أخبره الثقة ما اکتفى حتى استظهر بثقة آخر ولم یقل حسبنا کتاب الله کما تقوله الخوارج

از مراسیل ابن ابی ملیکه چنین است که صدیق ( ابوبکر ) بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وآله ، مردم را جمع کرد و گفت : شما از رسول الله صلی الله علیه وآله احادیثی نقل میکنید که در آنها اختلاف دارید و لذا مردم بعد از شما نیز به اختلاف زیادی خواهند افتاد . پس از رسول الله صلی الله علیه وآله چیزی نقل نکنید و هر کس از شما سوالی کرد بگویید بین ما و شما قرآن است . حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانید. این روایت مرسله دلالت بر آن دارد که منظور صدیق ( ابوبکر ) از این سخن ،تثبت و تحقیق و تحری و رسیدن به واقعیت بوده و نه بستن باب نقل روایت . آیا نمی بینی که وقتی در مورد جده از او سوال شد و او جواب آن را در قرآن کریم نیافت چگونه در مورد جوابش از  سنت رسول الله صلی الله علیه وآله سوال نمود و وقتی یک فرد مورد اعتماد به او جواب داد او به سخن او اکتفا نکرد تا اینکه فرد ثقه دیگری همان جواب را به او داد و لذا ابوبکر این سخن خوارج را که میگویند : حسبنا کتاب الله ، را نگفت.
تذکرة الحفاظ ، ج 1 ص 2 - 3 ، اسم المؤلف:  أبو عبد الله الذهبی الوفاة: 748 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى
http://sonnat.net/upload/article/80898ECB.F2DD.4394/OORVY0CK_pic.gif?rnd=
در سایت اسلام وب در جواب استفتائی چنین آمده است :
مصدر الأحکام فی الإسلام: القرآن والسنة، وقد أجمع العلماء على أن السنة حجة، ولا یخالف فی هذا إلا مارق من الدین ومخالف لجماعة المسلمین
مصدر احکام در اسلام ، قرآن و سنت است و علماء اجماع کرده اند بر اینکه سنت حجت است و در این مورد اختلاف نمی کند مگر کسی که از دین خارج شود و کسیکه مخالف جماعت مسلمین باشد .
الثلاثاء 5 ذو القعدة 1429 - 4-11-2008 ؛ رقم الفتوى: 114295 ؛ التصنیف: حجیة السنة
http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=114295&fromCat=566
زندیق
ابومحمد حسن بن علی بربهاری ، عالم شهیر اهل تسنن در « شرح السنه » چنین میگوید :
وإذا سمعت الرجل تأتیه بالأثر فلا یریده، ویرید القرآن، فلا [تشک] أنه رجل قد احتوى على الزندقة، فقم من عنده
و اگر شنیدی که روایتی به کسی رسید و او آن را قبول نکرد و (صرفاً) قرآن را خواست پس شک نکن که او زندیق است و از پیش او برو.
شرح السنة ، ص 119 رقم 135 ، المؤلف: أبو محمد الحسن بن علی بن خلف البربهاری (المتوفى: 329هـ)، المحقق: عبدالرحمن بن احمد الجمیزی ، الناشر: دار المنهاج للنشرو التوزیع - الریاض ، الطبعة : الاولی 1426 هـ
http://shamela.ws/browse.php/book-35083/page-232
کافر
ابن حزم اندلسی در « الاِحکام فی اصول الاَحکام » نیز چنین میگوید :
ولو أن امرأ قال لا نأخذ إلا ما وجدنا فی القرآن لکان کافرا بإجماع الأمة
اگر کسی بگوید که ما جز آنچه که در قرآن می یابیم اخذ نمی کنیم ، چنین شخصی به اجماع امت کافر است .
الإحکام فی أصول الأحکام ، ج 2 ص 80 ، المؤلف: أبو محمد علی بن أحمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری (المتوفى: 456هـ) ، المحقق: الشیخ أحمد محمد شاکر ، قدم له: الأستاذ الدکتور إحسان عباس ، الناشر: دار الآفاق الجدیدة، بیروت
http://shiaonlinelibrary.com/الکتب/2906_الاحکام-ابن-حزم-ج-٢/الصفحة_66
جلال الدین سیوطی می گوید :
فاعلموا رحمکم الله أن من أنکر حدیث النبی صلى الله علیه ‏وسلم قولاً کان أو فعلاً بشرطه المعروف فی الأصول حجة، کفر وخرج عن دائرة ‏الإسلام، وحشر مع الیهود والنصارى أو مع من شاء من فرق الکفرة
بدانید – خدا به شما رحم کند- هرکسی که حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را انکار کند، چه قولی باشد یا فعلی، بشرطیکه آن حدیث بر طبق اصول شرعی معروف، حجت باشد، در آنصورت آن شخص کافر شده و از دایره اسلام خارج می گردد، و با یهود و نصاری و یا با هر فرقه کافر دیگری که خدا بخواهد محشور می شود.
مفتاح الجنة فی الاحتجاج بالسنة - ص 5
http://shamela.ws/browse.php/book-4864#page-3
ابن تیمیه می گوید :
وأما من أنکر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو کافر
هر کس منکر حدیثی شود که با تواتر و یا اجماع ثابت شده، کافر است.
مجموع فتاوی ابن تیمیه - ج 1 ص 109
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=21&idto=22&bk_no=22&ID=18
عبد العزیز بن باز مفتی پیشین عربستان سعودی می نویسد :
لا شک ان السنة المطهره هی الاصل الثانی من اصول الاسلام و ان مکانتها فی الاسلام الصداره بعد کتاب الله باجماع اهل العلم قاطبة و هی حجه قاطبه مستقله علی جمیع الامه . من جحدها او انکرها او زعم انه یجوز الاعراض عنها و الاکتفاء بالقران فقط ، فقد ضل ضلالا بعیدا وکفر کفرا اکبر وارتد عن الاسلام بهذا المقال فانه بهذا المقال و بهذا الاعتقادیکون قد کذب الله و رسوله و انکر ما امر الله و رسوله و جحد اصلا عظیما من اصول الاسلام قد امر الله بالرجوع الیه و الاعتماد علیه و الاخذ به و انکر اجماع اهل العلم .
بدون شک سنت مطهره همان اصل دوم از اصول اسلام است و جایگاهش در اسلام بعد از قرآن به اجماع و اتفاق اهل علم به تنهایی بر همه ی امت اسلام حجت است. هر کس سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را که همان اخبار و روایات رسیده از ایشان است انکار نماید یا گمان کند که می توان از سنت پیامبر اعراض کرده ( و آن را کنار گذاشت ) و تنها اکتفاء به قرآن نمود ، چنین شخصی حقیقتا گمراه شده و کافر شده آن هم به کفر اکبر و بزرگتر و بلکه با این قول از اسلام مرتد شده و با این عقیده خدا و رسولش را تکذیب کرده و آن چه را ایشان فرمان داده اند انکار نموده و اصل بزرگی از اصول اسلام را که خدا به رجوع کردن و اعتماد کردن و اخذ کردن بدان امر کرده انکار نموده است . و اجماع و اتفاق علما را نیز انکار نموده است.
مجموع فتاوا و مقالات متنوعه از بن باز 8/132، فوائد مهمه تتعلق بالعقیده .الفائده الخامسه
http://www.alifta.net/Fatawa/FatawaChapters.aspx?View=Page&PageID=1003&PageNo=1&BookID=4&languagename=
لجنه دائمی افتای عربستان سعودی در باره حجیت خبر واحد و انکار آن گفته‌اند :

س: ما حکم من ینکر عذاب القبر بحجه أنها (أی الأحادیث الوارده فی عذاب القبر) هی أحادیث آحاد والحدیث الآحاد لا یؤخذ به مطلقا، وهم لا ینظرون إلى الحدیث صحیح أو حسن أو ضعیف ولکن ینظرون إلیه من جهه کونه آحادا أو مرویا بطرق مختلفه فإذا وجدوه حدیث آحاد لم یأخذوا به فما هو الرد علیهم؟

جـ: الحمد لله وحده والصلاه والسلام على رسوله وآله وصحبه.. وبعد: إذا ثبت حدیث الآحاد عن الرسول صلى الله علیه وسلم کان حجه فیما دل علیه اعتقادا وعملا بإجماع أهل السنه، ومن أنکر الاحتجاج بأحادیث الآحاد بعد إقامه الحجه علیه فهو کافر، وارجع فی الموضوع إلى کتاب الصواعق لابن القیم أو مختصره للموصلی .

سؤال: حکم کسی که روایت عذاب قبر را به این  دلیل که روایات وارده در این باره، اخبار واحد هستند و روایت واحد به صورت مطلق پذیرفته نمی‌شود، انکار می‌کنند، چیست؟ این افراد توجه نمی‌کنند که روایت ، صحیح است یا حسن و یا ضعیف، فقط به این مسأله توجه می‌کنند که روایت واحد است یا به با طرق مختلف نقل شده است . اگر ببینند که واحد است، آن را نمی‌پذیرند. پاسخ آنان چیست؟

پاسخ: وقتی روایت واحد از رسول خدا صلی الله علیه واله ثابت شود؛ چه در موضوع اعتقادات باشد و چه در اعمال، به اجماع اهل سنت حجت است. و هر کس استدلال به احادیث واحد را پس از اقامه دلیل، انکار کند، کافر است.

برای اطلاع بیشتر در این باره به کتاب الصواعق ابن قیم یا مختصر آن که توسط موصلی نوشته شده، مراجعه کنید.

فتاوی اللجنه الدائمه - ج ۵، ص 13 رقم 9377 ط دار المؤید
http://velayat.org/images/031.jpg
  • حسین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ